الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
329
الغدير ( فارسى )
طريق احمد و به لفظ او روايت كردهاند . « 1 » ابن اثير از استاد خود ابو موسى ، از شريف ابو محمّد حمزهء علوى ، از احمد باطرقانى ، از ابو مسلم بن شهدل ، از ابو العباس بن عقده ، از محمّد اشعرى ، از رجا بن عبد اللّه ، از محمّد بن كثير ، از فطر و ابن جارود ، از ابو طفيل روايت كرده كه گفت : در نزد على ، رضى اللّه عنه ، بوديم كه فرمود : سوگند مىدهم به خداى تعالى هركس را كه در روز غدير خم حضور داشته ، برخيزد . در نتيجه ، هفده تن برخاستند كه از جملهء آنها ابو قدامهء انصارى بود . سپس گفتند : ما گواهى مىدهيم كه با رسول خدا از حجة الوداع برگشتيم . هنگام ظهر كه شد ، رسول خدا از قرارگاه خود بيرون آمد و امر فرمود چند درخت را محكم بستند و پارچهاى بر آنها افكندند . سپس همگان را به نماز فرا خواند و نماز گزارديم . بعد به پا خاست و خداى را حمد و ثنا گفت و فرمود : اى مردم ، آيا مىدانيد كه خداى عزّ و جل مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و همانا من به شما از خودتان سزاوارترم ؟ اين سخن را چند بار تكرار فرمود ، گفتيم : آرى . آنگاه در حالى كه دست تو را يا على گرفته بود ، سه بار فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . « 2 » ابو موسى اين حديث را با بررسى سند روايت كرده و ابن حجر از طريق ابن عقده و به نقل از كتابش الموالات فى حديث الغدير آن را روايت كرده است . « 3 » سيد نور الدين سمهودى در جواهر العقدين به نقل از حافظ ابو نعيم اصفهانى در حلية الاولياء از ابو طفيل روايت كرده كه گفت : على ، رضى اللّه عنه ، بهپا خاست و حمد و ثناى خداوند نمود و سپس گفت : به خدا سوگند مىدهم هركس را كه در روز غدير خم حضور داشته ، برخيزد . آنان كه با نقل قول از ديگران بر اين امر گواهند ، برنخيزند ، فقط كسانى برخيزند كه گفتار رسول خدا را به گوش خود شنيده و در قلب خود ضبط كرده
--> - نمىتوان داشت كه آن حضرت هفتاد روز پس از روز غدير وفات يافته كه اين روايت به مدت مزبور نزديكتر است . ( 1 ) . البداية و النهاية : 5 / 211 ؛ نزل الابرار 20 . ( 2 ) . اسد الغابة : 5 / 276 . ( 3 ) . الاصابة : 4 / 159 .