الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
325
الغدير ( فارسى )
ابو اسحاق عمرو ، از سعيد روايت كرده كه گفت : على ، كرم اللّه وجهه ، در رحبه مردم را به خدا سوگند داد كه هركس از رسول خدا در روز غدير خم شنيده كه فرمود : انّ اللّه و رسوله ولىّ المؤمنين ، و من كنت وليّه ، فهذا وليّه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و انصر من نصره . « 1 » راوى از قول سعد گويد كه شش تن از كنار من برخاستند ، و از قول زيد بن يثيع گويد كه شش تن از كنار من برخاستند ، و از قول عمرو ذى مرّ اين جمله را نيز افزوده است : أحبّ من أحبّه و أبغض من أبغضه ، و سپس دنبالهء حديث را ذكر كرده است . « 2 » اين حديث را اسرائيل از اسحاق ، از عمرو ذى مرّ روايت كرده و نسائى نيز آن را از يوسف بن عيسى ، از فضل بن موسى ، از اعمش تا آخر سند و لفظ مذكور روايت نموده است . « 3 » نسائى گويد : خبر داد ما را محمّد بن مثنى از محمّد بن جعفر غندر ، از شعبه ، از ابو اسحاق ، از سعيد بن وهب كه گفت : پس از سوگند دادن على ، پنج يا شش تن از اصحاب رسول خدا برخاستند و گواهى دادند كه رسول خدا فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . علامهء عاصمى در زين الفتى گويد : از ابو بكر جلاب از ابو سعيد عبد اللّه بن محمّد رازى ، از ابو احمد بن منّهء نيشابورى ، از ابو جعفر حضرمى ، از على بن سعيد كندى ، از جرير بن سرىّ همدانى ، از سعيد روايت كرده كه گفت : امير المؤمنين ، كرّم اللّه وجهه ، در رحبه مردم را سوگند داد و فرمود : به خدا سوگند مىدهم مردى را كه از رسول خدا شنيده كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، برخيزد و شهادت دهد . دوازده تن برخاستند و شهادت دادند . ابن اثير از ابو العباس بن عقده ، از طريق موسى بن نضر ، از ابو غيلان سعد بن طالب ، از ابو اسحاق ، از سعيد بن وهب و عمرو ذى مرّ و زيد بن يثيع و هانى بن هانى روايت كرده و
--> ( 1 ) . ترجمهء حديث : همانا خدا و رسول او ولىّ مؤمنان هستند ، و هركه من ولىّ اويم ، اين [ على ] ولىّ اوست . خدايا دوست بدار آن را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آن را كه او را دشمن دارد . ( و ) ( 2 ) . الخصايص 26 . ( 3 ) . همان 40 .