الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
321
الغدير ( فارسى )
زعفرانى ، از احمد بن يحيى بن عبد الحميد ، از ابو اسرائيل ، از حكم ، از ابى سليمان ، از زيد به لفظ مذكور روايت كرده كه گفت : من از جمله كسانى بودم كه كتمان كردند و خداى تعالى بينايى را از من گرفت و على ، كرم اللّه وجهه ، كسى را كه كتمان مىكرد ، نفرين مىفرمود . « 1 » شيخ ابراهيم وصّابى نيز آن را در الاكتفاء به لفظ مذكور از طبرانى در المعجم الكبير روايت كرده است . حافظ ، محبّ الدين طبرى از زيد روايت كرده كه گفت : على با قيد سوگند از مردم سؤال نمود كه هركس از پيغمبر در روز غدير خم شنيده كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، برخيزد و گواهى دهد . شانزده تن برخاستند و به آن گواهى دادند . « 2 » هيثمى به همين لفظ آن را از طريق احمد روايت كرده « 3 » و سيوطى اين حديث را در جمع الجوامع آورده و در آن مذكور است : دوازده تن برخاستند و به آن شهادت دادند . « 4 » حافظ محمّد بن عبد اللّه در كتاب فوايد خود كه در كتابخانهء حرم خدا به مكه موجود است ، گويد : محمّد بن سليمان بن حرث از عبيد اللّه بن موسى ، از ابو اسرائيل ملائى ، از حكم ، از ابو سليمان مؤذن ، از زيد روايت كرده كه گفت : همانا على از مردم با قيد سوگند خواست كه هركس از رسول خدا شنيده كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، برخيزد و شهادت دهد . شانزده تن برخاستند و به آن شهادت دادند و من در ميان آنها بودم . « 5 » اين روايت را ابن كثير از او حكايت كرده است . « 6 »
--> ( 1 ) . ابن بطريق در العمدة 52 از او نقل مىنمايد . ( 2 ) . ذخاير العقبى 67 . ( 3 ) . مجمع الزوايد : 9 / 107 . ( 4 ) . كنز العمّال : 6 / 403 . ( 5 ) . مراد از اينكه زيد مىگويد : من در ميان آنها بودم ، اين است كه او در ميان مخاطبان مورد مناشده بوده ، نه از جملهء شهود ، زيرا همانطور كه از قول خود او قبلا ذكر شد ، او از كسانى بود كه كتمان شهادت كردند و در نتيجه چشمش نابينا شد . بنابراين آنچه از او داير به روايت غدير رسيده ، بعد از دچار شدن به نفرين بوده يا قبل از اينكه افكار مهلك در او پيدا شود . ( 6 ) . البداية و النهاية : 7 / 346 .