الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

322

الغدير ( فارسى )

8 - زيد بن يثيع . احمد بن حنبل گويد : على بن حكيم اودى از شريك ، از ابو اسحاق ، از سعيد بن وهب و زيد بن يثيع روايت كرده كه آن دو گفتند : على مردم را در رحبه سوگند داد و از آنها خواست كه هركس گفتار رسول خدا را در روز غدير خم شنيده ، برخيزد و گواهى دهد . از جانب سعد شش تن و از جانب زيد شش تن برخاستند و گواهى دادند كه از رسول خدا در روز غدير خم شنيدند كه دربارهء على فرمود : آيا رسول خدا به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيست ؟ گفتند : آرى . فرمود : اللهم من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . « 1 » ابن كثير و كنجى شافعى و جزرى اين روايت را از طريق احمد به همين لفظ در آثار خود آورده‌اند . « 2 » نسائى از قاضى على بن محمّد بن على ، از خلف بن تميم ، از شعبه ، از ابو اسحاق ، از سعيد و زيد و نيز به طريق ديگر از ابو داود سليمان حرّانى ، از عمران بن ابان ( م 205 ) ، از شريك ، از ابو اسحاق ، از زيد روايت كرده كه گفت : از على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، شنيدم كه بر منبر كوفه مىگفت : همانا من به خدا سوگند مىدهم آن مردى را كه از رسول خدا شنيده كه در روز غدير خم فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، برخيزد و شهادت دهد ، و كسى شهادت ندهد مگر آنكه از اصحاب محمّد باشد . شش تن از سمت ديگر منبر « 3 » برخاستند و شهادت دادند كه اين سخن را از رسول خدا شنيده‌اند . شريك گويد : به ابو اسحاق گفتم : آيا از براء بن عازب شنيدى كه به اين گفتار رسول خدا حديث كند ؟ گفت : بلى . « 4 » ابن جرير طبرى با بررسى در سند از احمد بن منصور ، از عبيد اللّه بن موسى ، از فطر بن خليفه ، از ابو اسحاق ، از سعيد بن وهب و زيد بن يثيع و عمرو ذى مرّ آورده كه

--> ( 1 ) . مسند احمد بن حنبل : 1 / 118 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 5 / 210 ؛ كفاية الطالب 17 ؛ أسنى المطالب 4 . ( 3 ) . از اين كلام چيزى ساقط شده و شايد چنين بوده است : شش تن از يك سمت منبر و شش تن از سمت ديگر منبر برخاستند . ( 4 ) . الخصايص 22 ، 23 .