الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
115
الغدير ( فارسى )
شما در كنار حوض بر من وارد مىشويد و همانا پهناى آن حوض همانند مسافت بين صنعاء و بصرى است و در آن به تعداد ستارگان آسمان قدحهاى سيمين است . پس بينديشيد كه پس از من با دو چيز گرانبها و نفيس كه در ميان شما بر جاى مىگذارم ، چگونه رفتار خواهيد نمود ؟ از ميان جمع يك تن بانگ برآورد و گفت : يا رسول اللّه ، آن دو چيز كدامند ؟ فرمود : كتاب خدا كه رشتهء ارتباطى ميان خداوند و شماست ، آن را محكم نگاه داريد تا گمراه نشويد ، و ديگر عشيرهء من . « 1 » همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه اين دو از يكديگر جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند و من اين عدم جدايى را براى آن دو از خداوند مسئلت نمودم . پس بر آن دو پيشى نگيريد كه هلاك مىشويد و از پيروى آن دو تخلّف و كوتاهى نكنيد كه هلاك مىشويد و آن دو را چيزى نياموزيد ، چه آنان از شما داناترند . سپس دست على ، رضى اللّه عنه ، را گرفت و فرمود : هركس كه من سزاوارتر به او از خودش هستم ، پس على ولىّ اوست ، بار خدايا دوست دار آنكس را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكس را كه او را دشمن دارد . « 2 » در روايتى كه مختصرتر از اين است ، چنين مسطور است : در آن حوض به تعداد ستارگان آسمان قدحهاى طلا و نقره است ، و در روايت ديگر اين جمله نيز هست : بزرگتر كتاب خدا و كوچكتر عترت من ، و در روايت ديگر نيز چنين آمده است : چون رسول خدا از حجة الوداع مراجعت فرمود و در غدير خم فرود آمد ، به امر آن جناب خار و خاشاك آنجا زدوده و بر طرف شد ، سپس به پا خاست و فرمود : چنين مىنمايد كه من به سراى ديگر فرا خوانده خواهم شد و اجابت خواهم نمود ، و در پايان آن چنين مذكور است : به زيد گفتم : آيا تو خود اين سخنان را از رسول خدا شنيدى ؟ گفت در ميان آن درختان انبوه كسى نبود جز آنكه او را به چشم خود ديدم و اين سخنان را به گوش خود شنيدم . حافظ هيثمى نيز به نقل از ترمذى و طبرانى و بزّار به اسنادشان از زيد روايت
--> ( 1 ) . در نسخهها چنين نگاشته شده است ، ولى صحيح آن « عترت من » مىباشد . ( 2 ) . مجمع الزوايد : 9 / 163 .