الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

116

الغدير ( فارسى )

كرده است كه گفت : رسول خدا امر فرمود تا خار و خاشاك آن زمين را كندند و آنجا را آب‌پاشى كردند . سپس خطبه خواند و به خدا سوگند خورد كه هيچ چيزى تا قيام قيامت واقع نمىشود مگر اينكه ما از آن باخبر مىشويم ، آنگاه خطاب به مردم فرمود : كيست كه به شما از خود شما سزاوارتر است ؟ گفتيم : خدا و رسولش به ما از خود ما سزاوارترند . فرمود : هركه من مولاى اويم ، پس از من على مولاى اوست ، آنگاه دست او را گرفت و گشود و چنين گفت : بار خدايا دوست دار آن‌كس را كه او را دوست دارد و دشمن دار آن‌كس را كه او را دشمن دارد . حافظ هيثمى رجال اين سند را مورد وثوق و اطمينان دانسته و آنچه را كه ترمذى و نسائى به طريق خودشان روايت كرده‌اند ؛ با ذكر سند از زيد بن ارقم ثبت نموده است . « 1 » حافظ زرقانى مالكى اين حديث را از زيد بن ارقم روايت كرده و ضياء مقدسى صحت طريق آن را اعلام داشته است و از طريق طبرانى در بخشى از حديث ، اين جمله از فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ذكر نموده كه فرمود : اى مردم ، همانا خدا مولاى من است و من مولاى اهل ايمان هستم ، و من به اهل ايمان از خود آنها سزاوارترم . پس هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . بار خدايا دوست دار آن را كه او را دوست دارد و دشمن دار آن را كه او را دشمن دارد ، و دوستدارش را دوست بدار و با دشمنش دشمنى ورز ، و يارى كن كسى را كه او را يارى كند و خوار گردان كسى را كه او را خوار گرداند ، و او را مدار و محور حق قرار ده . « 2 » اين حديث را خطيب خوارزمى به اسنادش از حافظ ابو بكر احمد بن حسين بيهقى ، از ابو عبد اللّه حافظ محمّد بن يعقوب ، از فقيه ابو نصر احمد بن سهيل ، از حافظ صالح بن محمّد بغدادى ، از خلف بن سالم ، از يحيى بن حمّاد ، از ابو عوانه ، از سليمان اعمش ، از حبيب بن ابى ثابت ، از ابو طفيل ، از زيد بن ارقم « 3 » به لفظ حافظ نسائى روايت كرده است « 4 »

--> ( 1 ) . مجمع الزوايد : 9 / 105 . ( 2 ) . شرح المواهب : 7 / 13 . ( 3 ) . اين همان سند حاكم است كه پيش از اين مذكور افتاده و وى صحت آن را بيان داشته است . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 31 . ( 4 ) . المناقب 93 .