الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
102
الغدير ( فارسى )
آن شهادت حبيب داير به حديث غدير خم ذكر شده « 1 » كه به زودى در حديث ركبان خواهد آمد و ابن حجر اين روايت را به طور خلاصه ذكر نموده است . « 2 » 31 - حذيفة بن اسيد ابو سريحهء غفارى ( م 40 - 42 ) . وى از اصحاب شجره است و ابن عقده در كتاب حديث الولاية واقعهء غدير را از او روايت كرده ، چنان كه قندوزى حنفى آن را از سمهودى ، از ابن عقده نقل نموده است . « 3 » سمهودى گويد : ابن عقده در الموالات از عامر بن ضمره و حذيفة بن اسيد با ذكر سند روايت كرده كه آن دو گفتند : رسول خدا خطاب به مردم فرمود : همانا خداى مولاى من است و من به شما سزاوارتر از خود شما هستم . آگاه باشيد ! كسى كه من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست ، آنگاه دست على را گرفت و بالا برد تا همه او را شناختند . سپس فرمود : بار خدايا دوست دار آن را كه او را دوست دارد و دشمن دار آن را كه او را دشمن دارد . پس از آن فرمود : همانا در آن هنگام كه در كنار حوض بر من وارد مىشويد ، دربارهء دو چيز گرانبها و نفيس از شما مؤاخذه و سؤال خواهم نمود . پس بينديشيد تا چگونه بعد از من دربارهء آن دو رفتار خواهيد كرد ؟ گفتند : آن دو چيز گرانبها و نفيس چيست ؟ فرمود : آن كه بزرگتر است كتاب خداست كه رشتهء ارتباطى ميان خدا و شماست ، و آن كه كوچكتر است ، عترت من است . سمهودى اين روايت را به طريق ديگر نيز با ذكر سند آورده سپس گويد : اين روايت را طبرانى در المعجم الكبير ، و ضياء در المختارة آوردهاند . ترمذى در صحيح خود از سلمة بن كهيل ، از ابو طفيل ، از ابو سريحه ، حذيفه روايت كرده و گفته است : اين حديث درست و نيكوست « 4 » ، و ابن اثير در اسد الغابة به اسناد از سلمة بن كهيل ، از حذيفه - از طريق حافظ ابو عمرو و حافظ ابو نعيم و حافظ ابو موسى ، و حموينى در فرايد السمطين ، و ابن صباغ مالكى « 5 » به نقل از ابو الفتوح ، اسعد بن ابى الفضايل عجلى در الموجز فى فضايل الخلفاء الاربعة به سند خود تا برسد به حذيفة بن اسيد و
--> ( 1 ) . اسد الغابة : 1 / 368 . ( 2 ) . الاصابة : 1 / 304 . ( 3 ) . ينابيع المودّة 38 . ( 4 ) . الجامع الصحيح ، ترمذى : 2 / 298 . ( 5 ) . الفصول المهمّة 25 .