ميرزا أحمد الآشتياني

4

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

المراء و إن كان محقّا . [ الحديث 807 من آذى المسلمين و احتقرهم ] و فيه أيضا : باب « من آذى المسلمين و احتقرهم » عن هشام بن سالم ، قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : قال اللّه عزّ و جلّ : ليأذن بحرب منّي من آذى عبدي المؤمن ، و ليأمن غضبي من أكرم عبدي المؤمن ، و لو لم يكن من خلقي في الأرض فيما بين المشرق و المغرب إلّا مؤمن واحد مع إمام عادل لاستغنيت بعبادتهما عن جميع ما خلقت في أرضي ، و لقامت سبع سماوات و أرضين بهما و لجعلت لهما من ايمانهما انسا لا يحتاجان إلى انس سواهما . [ الحديث 808 في بيان أنّ الإسلام قبل الايمان ] و فيه أيضا : باب « بعد باب انّ الاسلام قبل الايمان » عن سلام الجعفي ، قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن الايمان ، فقال : الايمان أن يطاع اللّه فلا يعصى .

--> ( و مراد از ترك مجادله ترك ستيزه است پس از اثبات حق بدليل و برهان قطعى ) . ( 1 ) 807 - و نيز در همان كتاب : باب « كسى كه مسلمانان را آزار رساند و آنان را كوچك شمارد » از هشام بن سالم روايت شده كه از حضرت صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود خداوند با عزت و جلال فرموده : البته در مقام جنگ با من باشد كسى كه بندهء مؤمن مرا بيازارد و اذيت نمايد ، و البته از غضب و خشم من در امان باشد كسى كه بندهء مؤمن مرا اكرام نمايد و عزيز بدارد ، و اگر نبود از خلق من ( از مردم ) در زمين بين مشرق و مغرب مگر يك مؤمن با امام عادلى ، هر آينه اكتفا ميكردم بپرستش آن دو ( در مقام آفريدن مخلوقات ) از پرستش تمامى آنچه در زمين آفريدم ( يعنى اگر غير از اين دو نفر كسى عبادت و پرستش من نمينمود باز هم همهء مخلوقات را خلق ميكردم از بركت عبادت و وجود اين دو نفر ) و هفت آسمان و زمين بسبب آن دو بر پا ميماند ، و قرار ميدادم براى ايشان از جهت ايمانشان انسى كه نيازى بانس غير خود نداشتند ( مقصود آنست كه ايمان به خداوند و فرمانبرى از او باندازه‌اى اهميت و ارزش دارد كه اگر چه يكنفر هم بدستور امام معصوم واجد آن مقام شامخ باشد شايسته و سزاوار است كه خداوند آسمان و زمين را جهت او ايجاد فرمايد و نگاهدارد ) . ( 2 ) 808 - و نيز در همان كتاب : در بابى ( بعد از باب اينكه اسلام پيش از ايمان است ) از سلام جعفى روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) از حقيقت ايمان سؤال نمودم فرمود : ايمان آنست كه خداوند اطاعت كرده شود و نافرمانى وى نشود . بيان : چون اطاعت خداوند موقوف است بر شناسائى خدا و تصديق نبى و اوصيائى كه واسطه در تبليغ هستند و اعتقاد بمعاد .