ميرزا أحمد الآشتياني
67
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
من خلقه ، و حكم التمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة ، إنّه ربّ خالق غير مربوب مخلوق ، ما تصوّر فهو بخلافه ، ثمّ قال بعد ذلك : ليس با له من عرف بنفسه ، هو الدّال بالدّليل عليه و المؤدّى بالمعرفة إليه . [ الحديث 103 من زعم أنّ اللّه من شيء فقد جعله محدثا ] و فيه أيضا : باب « نفى الزمان و المكان » ( التوحيد ) عن أبيعبد اللّه عليه السّلام في ضمن حديث : من زعم أنّ اللّه من شيء فقد جعله محدثا ، و من زعم أنّه في
--> آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب و كل يدعى وصلا بليلى * و ليلى لا تقر لهم بذاكا اين مدعيان در طلبش بيخبرانند * آن را كه خبر شد خبرى باز نيامد و شناسائى ذات خداوند باينست كه او را يگانه بداند و انوار وجود موجودات ممكنات را فقط تابش نور خداوند دانسته باشد ( زيرا ذات حق حقيقت حيات و وجود حقيقى است و مخلوقات ماهياتى هستند كه بتابش و افاضهء وجود از خداوند موجود شده و ممتاز از او گرديدهاند ) و امتياز دادن ذات خداوند را از مخلوق اين طور حكومت مىكند كه جدائى خداوند از مخلوق ، جدائى وصفى است نه عزلى ( زيرا كه ذات مقدس خداوند واجب الوجود بالذات است ، و مخلوقات وجوداتشان اثر وجود و صرف فقر است و ممكناتى هستند كه فقر محض و عين ربط بجاعلند يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ كه بىنياز مطلق فقط ذات مقدس خداوند است ، بينونت عزلى عبارت از دو ذات است كه هيچ يك ربطى به ديگرى ندارد مثل ماهيات كه هر ماهيتى فقط بذاتيات خود مرتبط است و به چيز ديگرى ربط ندارد و قابل جاعليت و مجعوليت نيست ) پروردگار خالقى است كه براى او پروردگارى نيست كه او را خلق كرده باشد ، آنچه در خاطر آيد ذات مقدس حق بر خلاف اوست ( چون هيچ وجودى در خاطر نيايد چه جاى وجود خداوند كه حقيقت وجود است ، وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً ، وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ) . عنقا شكار كس نشود دام بازچين * كانجا هميشه باد بدست است دام را پس از اين ، حضرت فرمود : چيزى كه بذاتش ادراك شود خدا نيست ، بلكه خداوند است كه دلالت مىكند بر ذاتش بآياتى كه دليل او هستند و بمعرفت او ( شما را ) ميرسانند . ( 1 ) 103 - و نيز در همان جلد : باب « نفى زمان و مكان » ( از كتاب توحيد ) از حضرت صادق عليه السّلام در ضمن حديثى روايت شده كه فرمود : كسى كه عقيدهمند شود باينكه خدا از چيزى پيدا شده ( كه مسبوق بمادهاى بوده است ) پس بتحقيق او را حادث شمرده