ميرزا أحمد الآشتياني
114
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
منك بطرق الأرض ؛ فاطلب لنفسك دليلا . [ الحديث 206 نادر في حال الغيبة ] و فيه أيضا : باب « نادر في حال الغيبة » عن المفضّل بن عمر ، عن أبيعبد اللّه عليه السّلام ، قال : أقرب ما يكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما يكون عنهم ، إذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ ، و لم يظهر لهم و لم يعلموا مكانه ، و هم في ذلك يعلمون أنّه لم تبطل حجّة اللّه جلّ ذكره و لا ميثاقه ، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحا و مساء ، فإنّ أشدّ ما يكون غضب اللّه على أعدائه إذا افتقدوا حجّته و لم يظهر لهم ، و قد علم أنّ أولياءه لا يرتابون ، و لو علم أنّهم يرتابون ، ما غيّب حجّته عنهم طرفة عين ، و لا يكون ذلك إلّا على رأس شرار النّاس . [ الحديث 207 في الغيبة ] و فيه أيضا : باب « في الغيبة » عن يمان التمّار ، قال : كنّا عند أبي عبد اللّه عليه السّلام جلوسا فقال لنا : إنّ لصاحب هذا الأمر غيبة ، المتمسّك فيها بدينه
--> ميگردد پس ( جهت رسيدن به مقصد ) براى خويش راهنمائى انتخاب مىكند ، در حالى كه نادانى تو نسبت براههاى آسمانى بيش از نادانى تو است براههاى زمينى ، پس جهت خود راهنمائى برگزين . ( 1 ) 206 - و نيز در همان كتاب : باب « نادرى است در حال غيبت » از مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : زمانى كه بندگان خدا ، قرب و نزديكيشان به خداوند از ساير زمانها بيشتر است و خوشنودى خداوند در آن زمان از بندگانش از ساير زمانها بالاتر است زمانى است كه حجت خداوند با جلالت و عزت بر ايشان ظاهر و آشكار نباشد و آگاهى به مكان او نداشته باشند در حالى كه ميدانند كه باطل نشده است حجت خدائى كه بزرگست نام او و عهد و پيمان او از ميان نرود ، پس در هنگام وقوع اين امور متوقع باشيد فرج را در هر صبح و شام ، بدرستى كه زمانى كه خشم و غضب خداوند بر دشمنانش بيشتر است هنگاميست كه حجت را نيابند و بر ايشان ظاهر نشده باشد ، و بتحقيق خداوند دانسته كه دوستانش شكى در وجود حجت نخواهند داشت و اگر ميدانست كه دوستانش بواسطهء غيبت حجت ، شكى پيدا ميكنند ، حجت خود را از ايشان باندازهء چشم بر هم زدنى غايب نمىنمود ، و ظهور حجت واقع نخواهد شد مگر هنگام زياد شدن مردمان شرور . ( 2 ) 207 - و نيز در همان كتاب : در باب « غيبت » از يمان تمار روايت شده كه گفت : نزد حضرت صادق عليه السّلام نشسته بوديم پس بما فرمود : همانا از براى صاحب اين امر غيبتى است كه نگاهدارندهء دين خود در آن زمان مانند كسى است كه دست خود را