المحقق السبزواري
859
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
شده باشد الزام حقّ نسبت [ 215 آ ] به خاصّه و خويشان و نزديكان تو هرجا كه واقع شده باشد - خواه مقرون به خشم ايشان باشد يا رضا - و طلب كن عاقبت آن كار را - كه ذكر جميل است در دنيا و اجر جزيل است در آخرت - به چيزى كه گران باشد بر تو از آن . پس ، به درستى كه عاقبت آن محمود و ستوده است . غرض آن است كه الزام حقّ ، خصوصا بر نزديكان گران است ، امّا آن گرانى را متحمّل شو به اميد حسن عاقبت در دنيا و آخرت . » « و إن ظنّت الرّعيّة بك حيفا فأصحر لهم بعذرك ، و اعدل عنك ظنونهم بإصحارك ، فإنّ في ذلك إعذارا « 1 » تبلغ به حاجتك من تقويمهم على الحقّ . » « و اگر گمان كند به تو رعيت جورى و ستمى ، عذر خود از براى ايشان روشنساز و برائت ساحت خود به ايشان معلوم نماى . و بگردان از خود گمانهاى بد ايشان را به اظهار كردن حقيقت . پس ، به درستى كه در آن عذر خواستن و بازنمودن جهت عذرخواهى است كه مىرسى به حاجت خود از تقويم ايشان بر حقّ - غرض آن است كه گمان بد از رعيّت نسبت به خود باقى مگذار و اصلاح گمانها و اعتقادهاى ايشان بكن . » « و لا تدفعنّ صلحا دعاك إليه عدوّك و للّه فيه رضى ، فإنّ في الصّلح دعة لجنودك ، و راحة من همومك ، و أمنا لبلادك . » « و دفع مكن و ردّ منماى صلحى را كه به سوى آن خواند دشمن تو كه مر خدا را در آن صلح رضايى باشد - يعنى ، آن صلح مخالف خشنودى الهى نباشد - پس ، به درستى كه در صلح آرامش و آسايش لشكرهاى تو است ، و راحتى است تو را از غمها ، و امنيتى است از براى شهرهاى تو . » « و لكن الحذر كلّ الحذر من عدوّك بعد صلحه ، فإنّ العدوّ ربّما قارب ليتغفّل فخذ بالحزم ، و اتّهم في ذلك حسن الظّنّ . »
--> ( 1 ) . چاپهاى صبحى صالح و فيض الاسلام : « فانّ فى ذلك رياضة منك لنفسك و رفقا برعيّتك و اعذارا تبلغ . . . » .