المحقق السبزواري

860

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

« و ليكن حذر كن تمام حذر از دشمنت ، بعد از صلح او ؛ چه دشمن بسيار خود را نزديك مىسازد به مطلب شما ، و مماشات مىكند تا غفلت را غنيمت شمرد . پس ، اخذ به حزم و احتياط كن ، و در اين حالات غافل مباش ، و متّهم‌دار در آن صلح نيكو گمانى را به دشمنى ، و گمان خوب‌دار كه آن منافى حزم است . » « و إن عقدت بينك و بين عدوّك عقدة ، أو ألبسته منك ذمّة ، فحط عهدك بالوفاء ، وارع ذمّتك بالأمانة ، و اجعل نفسك جنّة دون ما أعطيت ، فإنّه ليس من فرائض اللّه سبحانه « 1 » شيء النّاس أشدّ عليه اجتماعا ، مع تفريق « 2 » أهوائهم ، و تشتّت آرائهم ، من تعظيم الوفاء بالعهود . و قد لزم ذلك المشركون فيما بينهم دون المسلمين لما استوبلوا من عواقب الغدر ؛ فلا تغدرنّ بذمّتك ، و لا تخيسنّ بعهدك ، و لا تختلنّ عدوّك ، فإنّه لا يجترىء على اللّه إلّا جاهل شقيّ . و قد جعل اللّه عهده و ذمّته أمنا أفضاه بين العباد برحمته ، و حريما يسكنون إلى منعته ، و يستفيضون إلى جواره . » پس ، اگر عقد كنى در ميانهء خود و ميانهء دشمنت عهدى و پيمانى ، و بپوشانى از جانب خودت او را از زنهار دادنى و امانى ؛ پس ، نگاه‌دار عهد خود را به وفا ، و رعايت كن زنهار دادن خود را به امانت و ترك خيانت ، و بگردان نفس خود را سپر نزد آنچه داده‌اى از عهد و پيمان و امان - يعنى ، خود را سپر آن ساز كه همچنانكه سپر نگاهدارى شخص مىكند و اگر آفتى هست ، بر سپر وارد مىشود ، تو چنان نگاهدارى پيمان و امان بكن - پس ، به درستى كه نيست هيچ‌چيز از فرايض حقّ - سبحانه و تعالى - چيزى كه شديدتر باشد اتّفاق و اجتماع خلق بر آن با تفرّق هواها و آرزوهاى ايشان و پراكندگى رايهاى ايشان از عظيم دانستن وفاى به عهود - يعنى ، جميع طوايف متفرّقه با اديان و مذاهب مختلفه امر وفاى به عهود را عظيم مىدانند - و بتحقيق كه ملازم دانسته‌اند اين را مشركان و كافران در ميانهء خود ، نه همين مسلمانان تنها به جهت آنكه با و بال گرفته‌اند [ 215 ب ] عواقب غدر را . پس ، غدر و بيوفايى مكن به زنهار دادن خود ، و مشكن عهد و پيمان خود را ، و فريب مده دشمن خود را بعد از پيمان . پس ، به درستى كه جرئت نمىكند بر خداى از روى

--> ( 1 ) . در ديگر نسخ « سبحانه » نيامده است . ( 2 ) . ديگر نسخ : « تفرّق » .