المحقق السبزواري

858

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

« پس از آن ، بدان كه والى را مخصوصان و نزديكان هستند كه در ايشان هست برگزيدن مالها و اختيار كردن منفعتها از براى خود ، و درازدستى كردن و كمى انصاف . پس ، قطع كن مؤنت و مادهء آن كسان را به قطع كردن علل و اسباب آن احوال - مانند سببى كه مذكور خواهد شد . » « و لا تقطعنّ لأحد من حاشيتك و حامّتك قطيعة ، و لا يطمعنّ منك في اعتقاد عقدة ، تضرّ به من يليها من النّاس ، في شرب أو عمل مشترك ، يحملون مؤونته على غيرهم ، فيكون مهنأ ذلك لهم دونك ، و عيبه عليك في الدّنيا و الآخرة . » « و قطع مكن از جهت هيچ احدى از كسان كه بر دور و كنار تواند و از جهت نزديكان خود قطيعه‌اى - يعنى ، زمينى را به اقطاع ايشان مده - و به طمع نيفتند ايشان از جانب تو به گرفتن قريه و ضيعه‌اى كه ضرر رساند به كسى كه در پهلوى آن قطيعه و قريه است از مردمان به سبب شربى يا كارى كه مشترك باشد كه باعث اين شود كه آنها كه خواصّ تواند بار و ثقل خود را بر ايشان اندازند - غرض آن است كه هرگاه قريه و ضيعه‌اى به يكى از خواصّ خود دادى كه در بعضى مصالح با كسان كه در جوارند شركت دارند ، مثل آب آوردن و نهر و قنات تنقيه كردن و سدّ بستن و امثال آن ، خواصّ تو تكيه بر قوّت و بزرگى خود كرده ، كارها را بر ايشان حواله مىكنند - پس ، گوارندگى و خوبى آن ضيعه از براى آن خواص است و عيب آن از براى تو است در دنيا و آخرت - پس ، قطع موادّ فساد ايشان به آن مىشود كه اين چنين اسباب جهت ايشان صورت نيابد . » « و ألزم الحقّ من لزمه من القريب و البعيد ، و كن في ذلك صابرا محتسبا ، واقعا ذلك من خاصّتك و حامّتك « 1 » حيث وقع ، و ابتغ عاقبته بما يثقل عليك منه ، فإنّ مغبّة ذلك محمودة . » « و حقّ را لازم گردان بر هركس كه بر او لازم شده ، و الزام او كن به اداى آن حقّ از نزديك و دور ، و باش در اين امر صبركننده و اجر آن از خدا خواهنده در حالتى كه واقع

--> ( 1 ) . در شرح ابن ابى الحديد به صورت « قرابتك و خواصّك » و در چاپهاى صبحى صالح و فيض الاسلام « قرابتك و خاصّتك » ضبط شده است .