المحقق السبزواري

850

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و المترفّق بيديه « 1 » ، فإنّهم موادّ المنافع ، و أسباب المرافق ، و جلّابها من المباعد و المطارح ، في برّك و بحرك ، و سهلك و جبلك ، و حيث لا يلتئم النّاس لمواضعها ، و لا يجترؤون عليها ، فإنّهم سلم لا تخاف بائقته ، و صلح لا تخشى غائلته . و تفقّد أمورهم بحضرتك و في حواشي بلادك . » « پس از آن ، وصايت بپذير به تاجران و صاحبان صناعتها و حرفتها ، و وصيت كن در باب ايشان به نيكويى ، خواه مقيم ايشان باشد و خواه حركت‌دهندهء مال خود باشد در بلدان به تجارت . و كسى كه طالب رفق و منفعت باشد به كار دست خود - يعنى ، اهل پيشه و صنعت ؛ پس بدرستى كه ايشان موادّ منافعند و اسباب نرمى و آسانىاند ، و كشانندهء منفعتهايند از جاهاى دور و از زمينهاى دور پرمشقّت در بيابان تو و درياى تو و صحراى هموار و كوهها ، جايى كه به‌هم نمىپيوندند مردم در آن مواضع و جرئت نمىكنند در رفتن به سوى آن ، جهت صعوبت راه و مشقّت سفر . پس ، به درستى كه تاجران و صانعان مسلمند - يعنى ، صاحب آشتىاند يا گردن نهاده‌اند كه ترسى نيست از سختى آن آشتى ، و صلحىاند كه خوفى نيست از بدى آن صلح . و تفقّد و جستجوى امور ايشان كن در حضور خود - يعنى ، جايى كه خود هستى و در حواشى و اطراف و دور و نزديك بلادت . » « و اعلم - مع ذلك - أنّ في كثير منهم ضيقا فاحشا ، و شحّا قبيحا ، و احتكارا للمنافع ، و تحكّما في البياعات ، و ذلك باب مضرّة للعامّة ، و عيب على الولاة . فامنع من الاحتكار ، فإنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم منع منه . » « و بدان با آنكه مذكور شد كه در بسيارى از ايشان تنگى فاحش هست ، و بخل زشت قبيح هست ، و احتكار منفعتها هست - و مراد به احتكار ، نگاه داشتن اجناس و حبس كردن آن است جهت منافع - و تحكّم هست از براى بيعها - يعنى ، به هواى نفس خود در مبايعات رسوم هست كه موافق قوانين شرع نيست - و احتكار مضرّتى است از جهت عموم ناس ، و عيب است بر واليان كه منع آن نكنند . پس ، منع كن از احتكار ، به درستى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله منع از آن نمود . »

--> ( 1 ) . ديگر نسخ : « ببدنه » .