المحقق السبزواري

84

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

هلاكو در باب كشتن خليفه با خواصّ و مقرّبان مشورت كرده ، همگى مصلحت در كشتن او مىدانستند ؛ به قتل خليفه فرمان داد . و زعم بعضى آن است كه چون حكم به قتل خليفه صادر شد ، طايفه‌اى معروض گردانيدند كه ، « شمشير تيز را به خون خليفه رنگين نتوان ساخت » . هلاكو فرمود تا او را در نمد پيچيده ، بر شيوهء آنكه نمد بمالند ، اعضا و اجزاى او را درهم شكستند و پسران او را با جميع آل عبّاس ، كه از ايشان حسابى بود ، از ميان برداشتند و دولت آل عبّاس كه پانصد و بيست [ و ] نه سال و كسرى امتداد يافته بود منقرض [ شد ] « 1 » و سلسلهء ايشان بالكلّيّه برافتاد . « 2 » و امّا واقعهء محمّد بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر چنان است كه او آخرين پادشاهان آل طاهر است كه در خراسان پادشاه بودند . و او به فضل و ادب موصوف بود و به عيش و عشرت و شرب مدام معروف ؛ به لذّات و شرب و ملاهى مشغول بود و از تدارك و تدبير امور ملكى غافل . دشمنان حواشى و اطراف ملك او را بگرفتند و او را ضعيف ساختند . و در زمان دولت او ، يعقوب بن ليث صفّار [ م . 265 ق . ] خروج نموده در ولايت سيستان قوى شد . آنگاه ، لشكر به هرات كشيده ، عامل محمّد را از آنجا بيرون كرد . محمّد از فوشنج « 3 » ، كه دار الملك طاهريان بود ، به نيشابور گريخت و بعد از چند وقت يعقوب ارادهء نيشابور كرده ، روى توجّه به جانب نيشابور كرد . و احمد بن فضل اين خبر شنوده ، به دار الاماره رفت تا محمّد بن طاهر بن عبد اللّه را از كيفيّت حادثه آگاه گرداند . حاجب گفت : « امير در خواب است ، او را نمىتوان ديد . » احمد گفت : « كسى مىآيد كه او را از خواب بيدار كند » . و چون محمّد از خواب غفلت بيدار شده خبر توجّه يعقوب معلوم كرد ، كس نزد او فرستاد كه ، بىحكم و نشان امير المؤمنين به كجا مىآيى ؟ » و قاصد محمّد اين پيغام به يعقوب رسانيده ، او شمشيرى از زير مصلّى بيرون آورد و گفت : « حكم و نشان من اين است » .

--> ( 1 ) . از مر افزوده شد . ( 2 ) . خلافت عباسيان از سال 132 تا 656 ق . برقرار بود . بنابراين ، طول خلافت آنان حدود پانصد و بيست و چهار سال بوده است . ( 3 ) . تلفّظ فارسى آن پوشنگ است ؛ بوشنگ و پوشنج و فوشنج نيز تلفّظ مىشد . از شهرهاى خراسان كه تا هرات يك روز راه فاصله دارد . نك : اصطخرى ، صص 222 و 224 .