المحقق السبزواري

762

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

استعانت جوى در آن به استخاره خداى عز و جلّ و تقوا و لزوم آنچه خداى عز و جلّ در كتاب خود نازل ساخته از امر و نهى و حلال و حرام و اتمام آنچه از آثار حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله رسيده ؛ و قيام نمايى به آنچه خداى عز و جلّ حقّ و ثابت و لازم گردانيده . و از عدل ميل و انحراف مكن در هرچه باشد ، خواه دوست دارى و خواه كراهيّت داشته باشى نسبت به قريب و بعيد و آشنا و بيگانه . و اختيار كن فقه و اهل فقه را ، و دين و حاملان دين را ، و كتاب خداى عز و جلّ و عاملان به كتاب را ؛ چه به تحقيق كه افضل آنچه مزيّن مىشود به آن آدمى ، تفقّه در دين است و طلب آن و تحريص و ترغيب كردن بر آن ، و شناختن آنچه باعث تقرّب و نزديكى به خداى عز و جلّ گردد . به درستى كه آن دليل است بر هرچيزى و كشاينده « 1 » است به سوى هرچيزى ، و آمر است به خير و ناهى است از گناهان مهلكه . و به آنچه مذكور شد به توفيق خداى تعالى زياد مىشود شناختن بنده خدا را و اجلال بنده خدا را . و دريافتن درجات بلند در معاد به آنكه اين معنى چون بر مردم ظاهر باشد ، توقير امر تو خواهند كرد و هيبت سلطنت تو خواهند داشت ، و انس به تو خواهند گرفت ، و اعتماد به عدل تو خواهند داشت . و بر تو لازم است كه به اقتصاد و ميانه‌روى و توسّط و اعتدال كوشى در جميع امور ، چه هيچ خير ظاهر نفعتر و حفظكننده‌تر امن و جمع‌كننده‌تر فضل از اقتصاد نيست . و اقتصاد و ميانه‌روى داعى است به رشد ، و رشد دليل است بر توفيق [ و توفيق ] « 2 » كشاننده است به سعادت ، و قوام دين و سنن هاديه به اقتصاد است . و اختيار اقتصاد كن در همه امور دنيويّه ، و كوتاهى مكن در طلب آخرت و طلب اجر و ثواب و اعمال صالحه و سنن معروفه و معالم رشد . و نهايتى و حدّى و غايتى نيست بسيار كردن نيكويى را و سعى كردن را ، هرگاه به آن مطلوب وجه اميد باشد و مرضات الهى و موافقت دوستان [ 190 آ ] خدا در دار كرامت او مقصود افتد . يعنى ، نيكويى چندان كه بكنى ، زياده از آن كردن نيز مرتبه حسن و خوبى دارد . و بدان كه اقتصاد در امر دنيا ، مورث عزّت است و از گناهان نگاه مىدارد . و به تحقيق

--> ( 1 ) . در مر به « كشاننده » تغيير داده شده است . ( 2 ) . از مر افزوده شد و چنين است در متن عربى . نك : تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 156 .