المحقق السبزواري

763

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كه تو حياطت « 1 » نفس خود و نزديكان خود و استصلاح امور خود نمىتوانى كرد به چيزى افضل از اقتصاد و توسّط و اعتدال . پس ، مداومت بر آن مىكن و اهتدا به آن جوى تا امور تو تمام شود و قدرت تو زياد گردد ، و خاصّه و عامّهء تو به صلاح آيد . و كمال خود را به خداى عز و جلّ نيكو ساز تا رعيّت تو از براى تو مستقيم شوند ، و طلب و التماس وسيله كن به سوى خداى عز و جلّ در جميع امور تا به سبب آن نعمت خداى عز و جلّ را بر خود دائم دارى . و هيچ‌كس از كسانى را كه متولّى امرى از امور سازى ، متّهم به بدى مدار تا آنكه كشف آن امر نكنى ؛ و در استيضاح مبهم بكوش « 2 » ، چه تهمت به مردم برى زدن و گمان بد به ايشان داشتن گناه است . پس ، عادت خود كن گمان نيكو به ياران خود داشتن ، و منع كن از خود بدگمانى به ايشان داشتن كه اين امر يارى تو مىكند بر نيكوكارى نسبت به ايشان داشتن و ايشان را بر خوبى داشتن . و چنان كن كه دشمن خدا ، شيطان ، را در كار تو مدخل و مغزى « 3 » نباشد كه به درستى كه شيطان اكتفا مىكند به قليلى از وهن و سستى تو ، و داخل مىگرداند در تو از غم به سبب بدگمانى به ياران و اصحاب آنچه لذّت عيش تو را ناقص گرداند . و بدان كه مىيابى به سبب حسن‌ظنّ قوّتى و راحتى ، و كفايت مىشود از تو به سبب آن آنچه كفايت آن را از امور خود مىخواهى و به سبب آن مردم را به دوستى خود دعوت مىكنى و امور خود را مستقيم مىسازى . و بايد كه منع نكند تو را حسن‌ظنّ به اصحاب و ياران خود از آنكه سؤال به‌جا آورى و تجسّس و تفتيش كنى از كارهاى خود و مباشرت امور دوستان كنى و حياطت رعيّت به‌جا آورى ، و نظر و انديشه كنى در امورى كه باعث قوام و صلاح امور ايشان باشد . و بايد كه مباشرت امور دوستان ، و كوشيدن در اصلاح و مرمّت حال ايشان ، و محافظت رعيّت كردن و حياطت كار ايشان نمودن ، و نظر كردن در امرى كه باعث قوام حال و صلاح امر ايشان باشد ، و نظر در حاجات ايشان كردن و متحمّل مؤنات ايشان شدن پيش تو اولى و برگزيده باشد بر چيزهاى ديگر ، چه

--> ( 1 ) . پاس داشتن ، نگه داشتن ، تعهّد كردن . ( 2 ) . عبارت اخير در تاريخ طبرى نيامده است . ( 3 ) . محلّى و موردى براى عيبگيرى و بدگويى .