المحقق السبزواري
760
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
فصل سوم : در ترجمهء صحيفهاى كه طاهر ذو اليمينين جهت ولد خود عبد اللّه نوشته بود نقل است كه در سال دويست و پنجاه و پنج « 1 » مأمون خليفه عباسى امارت رقه تا مصر را به عبد اللّه بن طاهر مفوّض داشت . در آن وقت ، پدر او طاهر صحيفهاى از جهت او نوشته مشتمل بر آنچه امرا را در وقت امارت [ 189 آ ] و حكومت به حسب دين و دنيا لازم باشد . نقل است كه چون آن نوشته شايع [ شد ] « 2 » و مردم نوشتند ، خبر آن به مأمون رسيد . آن را طلبيد و بر او خواندند . گفت : « نگذاشته ابو طيب - يعنى ، طاهر - چيزى را از امور دين و دنيا و تدبير و رأى و سياست و اصلاح ملك و رعيت و حفظ سلطان و طاعت خلفا و تقويم امر پادشاهى ، مگر آنكه آن را محكم ساخته و به آن وصيّت نموده . » و امر نموده مأمون كه آن را به جميع عمّال نواحى نوشتند ، و عبد اللّه متوجّه امارت خود شد و پيروى آن عهود و وصايا نمود و به مضمون آن عمل كرد . و چون عهدنامهء مذكور به عربى بود ، به فارسى ترجمه شد بر وجهى كه خلاصه مضمون آن مبيّن گردد . « 3 » بسم اللّه الرحمن الرحيم امّا بعد ، بر تو لازم است مراعات تقوا و پرهيزكارى خداى وحده لا شريك له ، و خشيّت و مراقبت او ، و دور شدن از سخط او و غضب او ، و محافظت رعيّت او در شب و روز . و لازم گردان لباس عافيتى را كه خداى عز و جلّ به تو پوشانيده ، به ياد داشتن معاد و آخرت و آن چيزى كه مصير و گرويدن تو به سوى اوست ، و آن چيزى كه تو را در معرض حساب بر سر آن بازخواهند داشت و از آن خواهند پرسيد . و لازم گردان بر خود عمل كردن در همهء اين ابواب ، به آنچه خداى عز و جلّ تو را نگاه دارد ، و نجات دهد تو را در روز
--> ( 1 ) . مأمون ، خليفهء هفتم عباسى ، پس از قتل برادرش ، امين ، به دست طاهر ذو اليمينين در سال 198 ق . به خلافت رسيد و تا فرارسيدن مرگش به سال 218 ق . بر همين مسند قرار داشت ، لذا تاريخ مندرج در متن صحيح نيست . مأمون حكومت رقّه را در سال 206 ق . به عبد اللّه بن طاهر سپرده بود . نك : تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 155 ؛ تاريخ خليفة بن خيّاط ، صص 310 و 315 . ( 2 ) . از مر افزوده شد . ( 3 ) . متن كامل اين نوشته را طبرى نقل كرده و به پيروى از او ، ابن اثير آن را روايت كرده است . نك : تاريخ طبرى ، ج 5 ، صص 156 تا 161 ؛ ابن اثير ، ج 5 ، صص 198 تا 203 .