المحقق السبزواري
673
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
حكايت بعضى گفتهاند : اوّل كسى كه در علم طبّ سخن گفت اسقلبيوس اول « 1 » بود و او اولاد خود را وصيّت كرد كه اين صنعت را به غربا و اجانب تعليم ننمايند تا عزّت و شرف اين علم مخصوص خاندان او باشد . و رأى او در علم طبّ تجربه بود و به قياس و استدلال عمل نمىكرد . و مدّت هزار و چهارصد و شانزده سال قول حكما در مسايل طبّى بر اين منوال بود تا آن زمان كه بلينوس « 2 » طبيب ظاهر گشت و تجربهء تنها را خطا شمرد و قياس را با آن ضمّ كرد . و هفتصد و پانزده سال اطبا طبع او را بر خود لازم شمردند تا برمانيدس « 3 » آشكار گشت و تجربه را به خطا اعتقاد كرده ، به قياس و استدلال تنها عمل كرد . و بعد از وفات او در ميان شاگردانش اختلافات بههم رسيده ، بعضى تتبّع تجربه كردند و بعضى در اصالت قياس سخن گفتند و بعضى گفتند : علم طبّ ، عبارت از دانستن و بهكار بردن حيلهاى چند است . و اين اختلافات در ميان ايشان تا زمان پيدا شدن افلاطون طبيب بود و او اقوال متقدّمان را امعان نموده ، دانست كه تجربه بىقياس خطرناك است و قياس به معاونت تجربه قوّت بههم مىرساند . قياس را با تجربه منضمّ گردانيد و كتب قديمه ، آنچه مشتمل بر تجربه و قياس بود بگذاشت و باقى را ضايع ساخت . و بعد از هزار و چهارصد و بيست سال از فوت افلاطون طبيب اسقلبيوس ثانى « 4 » پديد آمد و رأى او را صواب ديده ، بر آن اعتماد نمود . و بعد از اسقلبيوس ، بقراط بههم رسيد و علم طبّ را به كمال رسانيد و چون ديد كه بنابر منع غريبان از تعلّم صنعت طبّ ، اين فنّ
--> ( 1 ) . او را پيغمبر حكيم شمردهاند و نسبت شاگردى هرمس به وى دادهاند . براى اطلاع بيشتر از ترجمهء احوال او ، ر ك : شهرزورى ، صص 67 تا 71 . ( 2 ) . در قفطى : ابلّونيوس النجّار ( Apollonios de Perga ) . وى به عنوان دانشمند علوم رياضى معرّفى شده و كتاب مخروطات به وى منتسب است . نك : قفطى ، صص 84 و 85 ؛ تاريخ العلوم عند العرب ، ص 37 . ( 3 ) . از اسقلبيوس تا جالينوس ، خاتم الاطبّاء ، هشت طبيب سرآمد شمردهاند كه چهارمين آن « برمانيدس » است . قفطى ، صص 24 و 130 . ( 4 ) . متولد 124 و متوفى 96 ق . م . ، وى در يونان و روم طبابت مىكرده و از جملهء پزشكانى است كه « رقيب » ناميده شدند ، زيرا پيش از تجويز دارو ، مراقب بروز علايم بيمارى مىبودند و اين همان روش مشهور بقراط است . وى همچنين داروهاى سهل و مطبوع تجويز مىكرده . به نقل از : قفطى ، توضيحات مصحّح ، ص 655 .