المحقق السبزواري
610
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
معاشران عيش ذميم درآمده ، صحيفهء علم و عملش را از رقوم مشوّش شقاوت و خسران سياه ساخت . و مع ذلك جهت ترويج رسوم فجور و تفريح خواطر اهل غرور ، هرروز آهنگى تازه و نغمهاى نو در طنبور « 1 » مىافزود و جهت مراد نفس خود سلطان را به اين دلالت نمود كه ، « البتّه در مجالس بزم و ميخوارگى سلاطين كامكار ، ساقيان ماه رخسار و غلامان سادهروى گلعذار لايق و سزاوار است و سبب وفور انبساط و مزيد فرح و نشاط است . » و اولا در صحبت سلطان اين شيوه را مقرّر فرمود و در مجلس عشرت خود چندين لواحق افزود . گويند خدمت فرمودن غلامان سادهرخسار « 2 » جهت دلّاكى در حمّامات روم از بقاياى رسوم وزير مذكور است . هركس از ارباب هوى و هوس كه ميل طبع سلطان و وزير را به شيوهء دلفريب عيش ديد و كلمات و بىسرانجام وزير مشهور به دانش و تدبير را شنيد ، ميل به آن نموده در ملك روم كه معدن حسن و لطافت و موطن ميخوارگى ترسابچگان با خوبى و ظرافت است ، شيوهء فسق و فجور شايع گرديد و منشأ انواع قبايح و فضايح گشت و از وخامت انجام و سوءعاقبت فسق ، خللهاى ملكى و دينى به ظهور رسيد . و از حرص سلطان و اركان دولت به تنپرورى و شرب و لهو ، كار ملك و مال و حال ارباب جاه و جلال به اختلال انجاميد و سلاطين فرنگ و اسلام كه هميشه مترصّد رخنهگيرى آن دولت بودند ، چون بر اوضاع مذكور و حقيقت اين غفلت و غرور مطّلع شدند به اعتماد غفلت و بىپروايى شاه و بىآزرمى و بىدردى سپاه ، طمع كلّى در آن ملك نمودند و پادشاهان فرنگ لشكرهاى آماده در كشتيها مرتّب ساختند و از راه دريا متوجّه روم ايلى شده ، على الغفله به يك بار اكثر ولايات دريا كنار روم ايلى را به نهب و غارت و اسر و قتل ويران و پريشان كردند . و در اكثر ممالك روم ايلى ، مردم جلاى وطن نمودند و از خوف هجوم كفار لحظهاى نمىآسودند و شبى بر بستر استراحت نمىغنودند تا وقتى كه سلطان از خواب غفلت و غرور بيدار شده ، در تدارك آن آفات كوشيد تا آنگاه كه او را توفيق توجه و انابت روزى شده ، به خدا بازگشت نمود . و از عمده حوادث كه در ايام استيلاى فسوق سانح شد آن بود كه اهل علم و فتوا و
--> ( 1 ) . نوعى ساز زهى . ( 2 ) . سادهرخسار : امرد ، بىريش .