المحقق السبزواري
607
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
بر وجهى كه صاحب كتاب هشت بهشت ذكر نموده است ايراد مىشود ، ليكن چون عبارت صاحب كتاب بغايت طويل بود ، تغيير عبارت نموده ملحّض مضمون بر وجه اختصار ايراد شد . صاحب كتاب چنان ذكر كرده كه ، سلاطين آل عثمان [ از ابتداى ] « 1 » ظهور دولت [ سلطنت ] سلطان ايلدرم بايزيد مرتكب [ هيچيك ] از مناهى و ملاهى نمىگشتند و هميشه اوقات ايشان بر تقويت شعار شرع و دين مبين و مجاهده با كفار فرنگ مصروف بود و ايشان را فتوحات عظيمه روداد . اكثر بلاد روم و حدود آن به تصرف ايشان درآمد و غلبهء عظيم بر سلاطين فرنگ روداد . و چون نوبت سلطنت به سلطان ايلدرم بايزيد رسيد ، او را تتابع « 2 » شدايد و سختيها بعد از وقوع انواع فتوحات ملكى و جاهى و غلبه بر بسيارى از سلاطين كفر و اسلام روداد و بناى نزول آن حوادث و شدايد ، حدوث اشتغال به ملاهى و فسوق و غفلت از حفظ حدود و مراتب شرع شد و سرانجام منتهى به غفلت تمام از حفظ ملك و مراعات سرحدّها گرديد . و ابتداى اين از آن شد كه در حرب عظيمى كه سلطان مراد [ حكومت : 761 - 791 ق . ] ، پدر او ، را با كفار فرنگ واقع شده ، غلبه روداد و در آن جنگ حكّام فرنگ مغلوب شدند . [ از آن جمله ] « 3 » حاكم ممالك لاس كشته گشت و بعد از كشته شدن او [ 158 آ * حاشيه ] از هر طرف حكّام ممالك اسلام كه در جوار ممالك لاس بودند ، جانبى از ولايات او را تسخير نمودند . و ديلق اوغلى ، كه يكى از اعاظم ملوك كفار بود ، از بيم سطوت ايلدرم بايزيد دم از انقياد و خراجگزارى سلطان مىزد و هميشه به انواع خدمات تقرّب به او مىنمود . و او را همشيرهاى بود در نهايت حسن و جمال ، و از غايت قبول و اقبال قابل ازدواج اهل حشمت و جلال و او را نامزد حرمسراى سلطان نموده بود و مدّتى در خدر « 4 » عصمت و نقاب خدارت به همين داعيه به ناز و نعيم پرورده . در ايّامى كه سلطان در امر سلطنت استقلال تمام يافت ، ديلق اوغلى به مباركبادى جلوس سلطنت در مقام ارسال هدايا و تحف مقبوله درآمده ، از
--> ( 1 ) . 2 ، 3 . اصل ناخواناست ، برابر مر درج شد . ( 2 ) . برابر ضبط مج نقل شد . در مر « منافع » آمده است . ( 3 ) . از مج افزوده شد . ( 4 ) . پرده .