المحقق السبزواري
608
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
جمله نفايس تحف آن مستورهء دلفريب را با نفايس اموال و رغايب « 1 » هدايا ارسال نمود . و با همشيره اين معنى را مواضعه نمود كه ، « چون سلطان را خدمتكاريهاى ملايم تو در حريم حرم خسروى خوش افتد و عنايات و توجّهات سلطانى دربارهء تو بيفزايد و گستاخى محلّ مجالست به مقام مكالمت انجامد و التفات به جايى رسد كه گوش اذعان به اجابت ملتمسات تو دارد ، عرض كنى كه ، چون برادرم در سلك غلامان مخلص اين آستان است ، اگر از ولايت لاس ، سمندره و كوكر چيلك را سلطان به او عنايت فرمايد ، بيش از غلامان و خادمان ديگر مراسم عبوديت و جانسپارى مرعىّ دارد . و چون آن مخدّره به خدمت سلطان رسيد ، مقبول نظر سلطان شده سلطان را جوانى و استيلاى هوس كامرانى باعث بر كمال تعلّق و تعشّق به جانب او شد و هردم تعلّق خاطر به جانب او بيشتر مىافزود ، زيرا كه آن سرمايهء حس همواره به شيوههاى مطبوع و جلوههاى موزون دل سلطان را به كمند دلربايى خود مقيّد ساخته و خاطر او را به زنار زلف خود در كمند تعلّق درآورده ، از انديشهء مصلحت ملك و دين برآورد . لاجرم در درون خلوت انس و تنهايى و نهانخانهء دلدارى و دلربايى سلطان را به تجرّع جام مدام و استيفاى لذّات خاطر خود كام ترغيب مىنمود ، ليكن سلطان هميشه در اين تأمّل بود و خودبهخود اين انديشه مىنمود كه از بدايت ظهور دولت آل عثمان در ممالك روم هيچيك از آباء و اجداد كه بر مسند سلطنت تكيه نمودهاند ، ارتكاب كباير و مناهى ننمودهاند و اوقات خود را صرف مصالح اسلام و مقصور بر مجاهدت اهل كفر و ظلام داشتهاند . بنابراين انديشه ، در قبول سخنان فريبندهء آن محبوبه تأمّل تامّ مىنمود . در باب اين تردّد و تحيّر رجوع به مشاورت على پاشاى وزير « 2 » ، ولد خير الدّين پاشا « 3 » ، نمود چرا كه
--> ( 1 ) . جمع « رغيبه » به معنى مرغوب و پسنديده . ( 2 ) . وى پس از فوت پدرش ، قرا خليل خير الدّين پاشا ، در مقام قاضى عسگر ، جانشين پدر و صدر اعظم شد . على پاشا با ترتيب و تنظيم تشكيلات ديوانى دولت عثمانى ، مدّت نوزده سال در رأس دولت عثمانى باقى ماند . وى در عين حال يك فرمانده عالى نظامى نيز بود . نك : تاريخ عثمانى ، ج 2 ، ص 8 . ( 3 ) . وى همراه با رجال جامعهء أخى ( اخوان ) در تأسيس دولت عثمانى خدمات ارزندهاى انجام داد و به مقاماتى نظير قاضى عسگر ، وزارت و فرماندهى ارتقا يافت .