المحقق السبزواري

606

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

بر نيايد كه جهان ويران شود و ايشان به سبب شومى گناهان همه كشته شوند و ملك از خاندان ايشان تحويل كند . اكنون اى موبد ! خداى را بين و بنگر تا مرا بر خويشتن و خداى نگزينى . هرچه ايزد تعالى فردا از من پرسد ، از تو پرسم و در گردن تو كردم . » پس ، موبد بنگريستى . اگر ميان وى و ميان خصم وى ، حقّى خصم را ثابت بودى ، حقّ آن‌كس به تمامى بدادى و اگر كسى بر ملك دعوى باطل كردى و حجّتى نداشتى ، عقوبتى بزرگ فرمودى و امر كردى كه منادى فرمايند كه ، « اين سزاى آن‌كس است كه بر ملك و مملكت وى عيب جويد و دعوى ناحقّ كند و اين دليرى كند . » و چون ملك از اين امر بپرداختى ، باز بر تخت آمدى و تاج بر سر نهادى و رو سوى بزرگان كردى و گفتى : « من آغاز از خويشتن به جهت آن كردم تا شما را طمع بريده شود از ستم كردن بر كسى . اكنون هركه از شما خصمى دارد ، خشنود كند . » و هركه به ملك نزديكتر بودى ، آن روز دور تر بودى و هركه قويتر ، ضعيفتر بودى . و همچنين در عصر اسلام ، در زمان خلفا ، قضات و حكام شرع را اعتبار بسيارى بوده و ايشان در تمشيت امور شرع استقلال تمام داشته‌اند . و همچنين در ايّام دولت اكثر سلاطين ايران و توران ، اين قاعده مستمرّ و معمول بوده و در زمان سلاطين سابقهء اين سلسلهء عليّه ، خصوصا نواب فردوس مكان علّيّين آشيان شاه طهماسب الحسينى الصفوى - انار اللّه تعالى برهانه - مردمان خوب متديّن در اطراف ممالك محروسه جهت اين امر منصوب بوده‌اند و ايشان در احقاق حقّ و اجراى احكام شرع مساعى جميله مبذول مىداشته‌اند و تقويت تمام از جانب پادشاه ايشان را حاصل بوده و احكام ايشان در نظر خواصّ و عوامّ مقبول و متّبع بوده . و سلاطين آل عثمان ، كه قياصرهء روم‌اند . در اين باب بسيار مىكوشيده‌اند . در تعظيم شرع و اهالى شرع ايشان را جدّ تمام بوده ، ليكن قضات ايشان در اوايل دولت آن سلاطين تا مدّتها بر مسلك صلاح و ديانت بودند و در زمان سلطنت سلطان ايلدرم بايزيد [ حكومت : 791 - 804 ق . ] ، كه پادشاه چهارم است از سلاطين آل عثمان ، بعضى محرّمات و فسوق در بلاد روم شيوع يافت و اين معنى به قضات و بسيارى از اهل علم سرايت كرد و از آن وقت قلع موادّ بعضى انواع فسوق از آن بلاد نشد ، و قضات ايشان مايل به جور و رشوه و بعضى فسوق شدند . تفصيل اين مجمل