المحقق السبزواري

570

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

خواجه نظام الملك طوسى در كتاب خود ذكر نموده كه هرگاه مجهولان و بىاصلان و بىفضلان را عمل فرمايند و معروفان و فاضلان و اصيلان را معطّل و ضايع گذارند تا يكى را پنج شغل فرمايند و يكى را يك عمل نفرمايند ، دليل بر نادانى و بىكفايتى وزير باشد . پس ، اگر وزير كافى و دانا باشد « 1 » ، علامت آن بود كه زوال ملك و دولت و فساد كار پادشاه مىطلبد ، و بدترين دشمنان است از جهت آنكه چون ده عمل يك مرد را فرمايند و نه مرد را يك عمل فرمايند « 2 » ، در آن مملكت مردمان محروم و معطّل بيش از مردم با عمل باشند . و چون چنين باشد ، اين بيكاران همكارى كنند و باشد كه اين كار در توان يافت و باشد كه درنتوان يافت . و بعد از اين خواجهء مذكور گفته كه ، روزى يكى كه فساد ملك مىجويد و توفيرها باز مىنمايد خداوندگار عالم را بر آن داشته بود كه ، « الحال ، جهان صافى است و هيچ‌جا مخالفى و دشمنى نيست كه مقاومتى تواند كردن . قرب چهارصد هزار مرد مواجب مىخورند ؛ هفتاد هزار مرد كفايت باشد كه بدارند و به هروقت اگر حاجت افتد به مهمّى كه خواهند نامزد كنند و از ديگران مواجب و مقرّرى و مرسوم بازگيرند تا خزانه را هر سال چندين هزارهزار دينار توفير باشد و به اندك روزى خزانه پرزر گردد . » چون خداوند عالم اين را به بنده بگفت ، دانستم كه سخن كيست و در اين فساد مملكت مىخواهد . جواب دادم كه ، « فرمان خداوند راست ، و ليكن اگر چهارصد هزار مرد مواجب و مقرّرى دارند ، لاجرم پادشاه خراسان دارد و ماوراء النهر تا در كاشغر « 3 » و بلاساغون « 4 » و خوارزم دارد و نيمروز و عراق و عراقين دارد و فارس [ 148 آ ] و ولايت

--> ( 1 ) . در سياستنامه ، تصحيح هيوبرت دارك ، ص 223 : « نباشد . » ( 2 ) . همان : « نفرمايند . » ( 3 ) . به گفتهء مؤلف حدود العالم ، شهرى است از چينستان كه بر سرحدّ ميان يغما و تبت و خرخيز ( - قرقيز ) و چين قرار دارد . ياقوت به راه آن از طريق سمرقند اشاره كرده و گويد در ميان بلاد ترك واقع است و مردم آن مسلمان هستند . اين شهر امروزه جزء كشور چين است و به آن « سين كيانگ » اطلاق مىشود . نك : حدود العالم ، ص 79 ؛ معجم البلدان ، ج 4 ، صص 430 و 431 ؛ معين ، فرهنگ فارسى ، اعلام ، ج 6 ، ذيل كاشغر . ( 4 ) . شهرى بوده است بزرگ در بالاى رود سيحون و نزديك شهرهاى كاشغر و فاراب ، بنا به گفتهء لسترنج محلّ دقيق آن امروزه ناشناخته مانده است . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 476 ؛ آثار البلاد ، ص 685 ؛ لسترنج ، ص 519 .