المحقق السبزواري

550

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و از سخنان گشتاسب « 1 » است كه ، « سزاوارتر كسى به فروتنى نمودن از خلايق آن است كه حضرت بارى - عزّ و علا - دربارهء او عاطفت و احسان ارزانى داشته و دست تصرّف او را بر عالميان مبسوط گردانيده . » و از سخنان اوست [ 142 ب ] كه ، « مرده و بيدين برابرند و هركه را دين نيست ، امانت و ديانت نيست . » و از سخنان اوست كه ، « ليس للملك ان يحسد الملوك ، الّا على حسن السّيرة . » يعنى : « روا نبود كه ملك حسد برد بر ديگر ملوك ، الّا بر نيكويى سيرت . » و لفظ حسد را در اين كلمه بر تمنّا و غبطه حمل بايد كرد ، چه غبطه آن بود كه شخصى نعمتى كه بر شخصى ديگر بيند مثل آن از جهت خود نيز خواهد . و حسد آن بود كه ازالهء آن نعمت از آن شخص خواهد و اين در هيچ‌چيز ممدوح نيست . و غرض آن است كه پادشاه بايد كه آرزوى تحصيل نام‌نيكو و اتّصاف به اخلاق حسنه نمايد و هرگاه از پادشاهى ديگر سيرت‌نيكو به او رسد ، در تحصيل آن جهت خود بكوشد تا صيت معدلت و حسن‌سيرت او چون ديگر پادشاهان عادل نيكوكار انتشار يابد و آوازهء مفاخر و معالى او چون ديگر ملوك رفيع مقدار بر صحايف ليل و نهار ثبت و مرقوم ماند . و هم او گفته : « فضل الملك على السوقة انّما هو بقدرته على اصطناع الصّنايع و اختيار المحامد . » يعنى : « فضيلت پادشاه بر زيردستان بدان است كه او قادر است بر نيكويى كردن و ستايش اندوختن . » و غرض آن است كه پادشاه صاحب‌رأى بايد كه شرايط احسان مرعى دارد و نسبت به كسان كه استحقاق مكرمت دارند و قدر اكرام مىشناسند و شكر نعمت مىگزارند ، دقيقه‌اى از آن نامرعى نگذارند تا آثار آن از حواشى روزگار محو نشود و به ابقاى ايّام بماند . » و هم گشتاسب گفته : « هركه به نام فريفته شود ، به نان درماند و هركه به نام خيانت كند ، به جان درماند . » يعنى ، تا تجربه نشود به نام و آوازهء تنها اكتفا نبايد كرد و بر صاحب آن نام اعتماد نشايد كرد . و سبب اين سخن آن بوده كه نقل كرده‌اند كه او را وزيرى بود راست‌روشن نام . به نام او فريفته شد و بر او اعتماد كلّى كرد و به سعايت او وزير سابق را

--> ( 1 ) . گشتاسب ( در الكامل : بشتاسب ) پس از پدرش ، لهراسب ، به حكومت رسيد . ظهور زردشت را در روزگار او دانسته‌اند . ر ك : ابن اثير : ج 1 ، صص 145 و 146 .