المحقق السبزواري

522

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

فصل دوم : در وصيّت افلاطون و غير ذلك و در اين فصل سه فايده است : فايده اوّل : در وصيّت افلاطون اين وصيّتى است كه افلاطون الهى شاگرد خود ارسطاطاليس را فرموده است و جهت عموم خلق منفعت دارد . فاضل دوانى در كتاب لوامع الاشراق ذكر نموده كه ، عموم نفع آن لطايف كلم و غرايب حكم بر وجهى است كه سزد كه آن را به مداد بصر بر بياض اوراق احداق رقم زنند ، بلكه به اقلام افهام بر الواح ارواح ثبت كنند . چنين گفته حكيم كه ، « خداى را شناس و حقّ او نگاه دار و هميشه همّت خود را بر تعلّم و تعليم مقصور دار و اهل علم را به كثرت علم امتحان مكن ، بلكه به اجتناب از شرّ و فساد اختيار كن و از خداى تعالى چيزى مخواه كه زوال به منفعت آن راه يابد و متيقّن باش كه همه مواهب از حضرت اوست و از او نعمتهاى باقى و فوايدى كه از تو مفارقت نتواند كرد التماس كن . هميشه بيدار باش كه شرور را اسباب بسيار است . آنچه نبايد كرد به آرزو مخواه و بدان كه انتقام الهى از بنده نه بر سبيل غضب است ، بلكه به تقويم و تأديب باشد . بر متمنّاى حيات ناشايسته اقتصار مكن تا موتى شايسته با آن مضاف نبود ؛ و حيات را شايسته مشمر ، مگر آنكه وسليت اكتساب برّ باشد . بر آسايش و خواب اقدام مكن ، مگر بعد از آنكه محاسبهء نفس در سه چيز [ 134 ب ] به تقديم رسانيده باشى : يكى آنكه تأمّل كنى تا در آن روز هيچ خطايى از تو واقع شده يا نه ؟ ديگر آنكه تأمّل كنى تا هيچ اكتساب كرده‌اى يا نه ؟ سوم آنكه هيچ عمل به تقصير فوت كرده‌اى يا نه ؟ ياد كن كه چه بوده‌اى در اصل و چه خواهى شد بعد از مرگ ، و هيچ‌كس را ايذاء مكن كه كارهاى عالم در معرض تغيير و زوال است . بدبخت آن‌كس بود كه از تذكّر عاقبت غافل بود و از زلّت بازنايستد . سرمايه خود را از چيزى كه از ذات تو خارج بود مساز . در ايصال خير به مستحقّان انتظار سؤال ايشان مدار ، بلكه پيش از التماس افتتاح كن . حكيم مشمر كسى را كه به لذّتى از لذّتهاى عالم شادمانى نمايد يا از مصيبتى از مصايب عالم جزع كند و اندوهگين شود . هميشه ياد مرگ كن و به مردگان اعتبار گير . خساست شخص از بسيار