المحقق السبزواري
518
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
تفكّر تمام بايد نمود كه در ضمن آن غرضى خواهد بود و اكثر اوقات به سرانگشت فكر و انديشهء صحيح ، سررشتهء مقصود بهدست مىآيد و از مصادر و موارد و خصوصيّات احوال و افعال و اقوال خدم و خواصّ و نزديكان و اهل حرم ايشان اطّلاع بر مكنونات و مستورات احوال ايشان بههم توان رسانيد . و به آنچه از افواه و السنهء كودكان و بندگان و حواشى ايشان ، كه ضعيف العقل باشند و به قلّت تمييز موسوم ، استماع افتد پى به منزل مقصود توان برد . و بهترين رأى كثرت محادثت بود با هركسى ، چه هركسى را دوستى بود كه به او مستأنس بود و احاديث جليله و دقيقه خود با او بگويد و چون محادثت و مكالمت بسيار شود ، دليل بر مكنون ضمير ظاهر شود و بايد كه تا ادلّه معاضد يكديگر نشوند و مطلب به حدّ جزم و يقين نرسد حكم نكنند . مجملا ، اين طريق فهميدن رأيها و انديشههاى بزرگان است و در دانستن آن فوايد بسيار بود ، چه بسيار بود كه استعمال آن در وقت حاجت ضرور شود و بسيار بود كه احتراز از آن در وقت حزم و احتياط لازم باشد . و پادشاه بايد كه در استمالت اعدا و طلب موافقت ايشان مساعى جميله مبذول دارد و در اين باب به اقصى الغاية بكوشد و به انواع ملاطفات و نيكوكاريها و سخنهاى به رفق و مدارا ايشان را از سر عداوت درگذراند و تا ممكن باشد نحوى نكند كه مهمّ به محاربت و مجادله انجامد . و اگر حاجت به محاربه افتد يا بادى بود يا دافع باشد . اگر بادى باشد - يعنى ، ابتدا به تمهيد حرب از او باشد و او بر سر دشمنان رود - چند چيز بايد كه مراعات كند : اوّل آنكه غرض او خير محض و طلب دين و اعلاى لواى حقّ باشد و از غرض تفوّق و تغلّب و استيلا محترز باشد . ديگر آنكه شرايط حزم و احتياط و سوءظنّ ملحوظ دارد و تا وثوق و اعتماد به ظفر نباشد ، بر محاربت اقدام ننمايد ؛ چه در مقابله دشمن و ميان ايشان و بر سر ملك ايشان رفتن مخاطرهء عظيم دارد و بىوثوق تمام [ 133 ب ] اقدام بر آن نتوان نمود . و بايد كه تا لشكرى متّفق الكلمه و متّفق الرّأى نباشند ، به حرب نرود كه اختلاف آراى لشكريان موجب ضعف و انكسار ايشان باشد . و ملك تا تواند به نفس خود متوجّه حرب نشود ؛ چه اگر شكست يابد ، تدارك ممكن نباشد و اگر غلبه كند ، فى الجمله قصورى به وقع و هيبت و رونق ملك راه يابد و از خفّتى خالى نبود و به هيبت