المحقق السبزواري

517

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

تحفّظ دفع تدبير او كند و در تهيه و سرانجام خود كوشد . و طريق محافظت و كتمان اسرار ، با احتياج به مشاورات و استمداد از عقلها ، آن است كه مشاورت با اصحاب عقل و تدبير و همّت و عزّت نفس كند كه ايشان افشاى راز و اذاعت « 1 » اسرار او نكنند و با ضعيف‌عقلان ، چون زنان و كودكان ، اسرار خود بازننمايد و چون عزيمت بر رأيى مصمّم گرداند ، افعالى را كه ضد آن رأى تقاضا كند با افعالى كه مبادى امضاى عزيمت آن رأى بود آميخته گرداند و از ميل به يكى از دو جانب احتراز لازم داند كه اختيار هردو جانب مظنّهء تهمت و طريق استعلام « 2 » و استكشاف آن رأى بود . نقل است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله چون ارادهء رفتن به غزايى كردى ، مردم را به گمان انداختى كه به جانبى ديگر مىرود ، [ 133 آ ] با آنكه ساحت قدسيّه آن حضرت از غبار عيب كذب برىّ بود ، بلكه به اين طريق سلوك فرمودى كه اگر ميل جانبى داشتى از مردم استفسار منازل جانب ديگر نمودى تا مردم به گمان افتادندى كه مگر قصد آنجا دارد . و بايد كه دايما از جانب ملك منهيان و جاسوسان به تفحّص امور پوشيده و پنهان ، خصوصا احوال دشمنان ، مشغول باشند و از صادرات افعال و واردات احوال دشمنان و خصوم استكشاف رأيهاى ايشان نمايد ، چه بزرگترين سلاحى در مقاومت اضداد و خصوم ، وقوف بود بر انواع تدبيرات ايشان و اطّلاع بر حوادث اوضاع ايشان . و طريق استنباط رأى و استكشاف عزيمت بزرگان آن بود كه در احوال و افعال ظاهر ايشان تأمّل كند و از آن استنباط امور باطن و غايب نمايد ، چه احوال و اوضاع عالم به يكديگر مرتبط و متّصل است و عاقل كه جهات روابط و طرق اتّصالات امور را به يكديگر داند ، از احوال ظاهر بر امور باطنهء مخفيه استدلال تواند كرد ، چون اعدا و آلت و عدّت و جمع امور متفرّقه و تفريق امور مجتمعه و ترك آنچه فعل آن معهود و فعل آنچه ترك آن معهود بوده ، مانند حاضر ساختن غايبان و اشاره به غيبت حاضران و مبالغه در تفحّصات و استخبارات و حرص زايد بر استكشاف امور و استماع احاديث مختلط و يافتن تيقّظ و تحفّظ زايد بر معهود و امثال آن . و بالجمله ، هر امر خلاف عادت كه از خصمان و منازعان ملك و خواص و نزديكان و امرا و محافظان سرحدّهاى ايشان ديده شود ، در آن تأمّل و

--> ( 1 ) . پراكندن خبر ، فاش ساختن . ( 2 ) . اخلاق ناصرى ، ص 310 : « استنباط » .