المحقق السبزواري

490

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

فعل منكر دست بداشت ، در رنجانيدن او نكوشد . و بايد كه محتسب صالح باشد و به تقوى معروف باشد تا قول و نصيحت او تأثير كند و در دلها وقعى و قبولى داشته باشد . چه هرگاه محتسب خود مرتكب اعمال شنيعه شود ، نصيحت او را تأثيرى نباشد ، بلكه زجر و تبليغ او در نظرها سخيف و ناخوش نمايد . خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده : أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ « 1 » يعنى : « آيا امر مىكنيد مردمان را به نيكويى و خود را فراموش مىكنيد ؟ » جهت دوم از امر معروف و نهى منكر فعلى كه پادشاهان را لازم است ، مراعات منهج صلاح و انفلاع « 2 » از فسق و فساد است . چه هرگاه پادشاه بر منهج صلاح و سداد مستقيم باشد و از محرّمات و محظورات محترز و مجتنب گردد ، همه خلق را رغبت به جانب صلاح شود و از فسوق دورى كنند و آلات و ادوات معاصى مفقود شود . چه عقل و نقل و تجربه شاهدند بر آنكه هر سيرت و طريقه كه پادشاهان متوجّه آن شده‌اند ، عامّهء رعايا و كافّهء اهالى مملكت آن پادشاه را رغبت صادق به جانب آن بوده . سه كس از سلاطين بنى اميّه را به سه چيز رغبت بود ، و در زمان هريك آنچه مرغوب آن پادشاه بود ، مرغوب و مطلوب همه خلق زمان شد . يكى را رغبت به جانب عبادت و صلاح بود ؛ عادت خلق در ايّام او چنان بود كه هركس گفتى من امروز و امشب چندين نماز كردم و چنان قرآن خواندم و چنان روزه داشتم . و يكى از ايشان را كه ميل و رغبت [ 126 آ ] تمام به جانب انواع مأكولات و مطعومات بود ، خلق زمان او را رغبت و همّت متوجه تدبير انواع مأكولات و مطبوخات بودى . هركس درين باب تصرّفى كردى و در تهيّهء مأكولى هنئ و مطعومى لذيذ تدبيرى انديشيدى ، و گفتگوى غالب خلق متوجّه انواع خوردنيها بود . و يكى را ميل بنا و عمارت غالب بود ، همگى همّت خلق زمان بر تشييد « 3 » عمارت و تمهيد بناها مصروف بود . جهت سوم از امر به معروف و نهى از منكر به حسب فعل كه بر پادشاهان لازم است محبّت و مودّت اهل صلاح و علم است و تعظيم و تكريم ايشان . چه هرگاه پادشاه ، اهل صلاح را دوست دارد و از ترك و تازيك صلاح و نيكوكارى بپسندد و مردم صالح و متّقى

--> ( 1 ) . بقره : 44 . ( 2 ) . بريدن ، گسستن . ( 3 ) . استوار كردن ، برافراشتن .