المحقق السبزواري

491

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

را محمدت گويد و از هركس عمل نيكى بيند يا شنود ، بستايد و ثنا گويد و در تعظيم و تكريم و توقير او كوشد و جانب او را بر امثال و اقران او كه به آن صفات حميده موصوف نباشند ترجيح دهد و بر ادرار و مرسوم ايشان بيفزايد و ايشان را محلّ اعتماد داند و مناصب مناسب ايشان تفويض نمايد ، همه‌كس را رغبت به جانب صلاح باشد جهت تحصيل فوايد سلطانى ؛ و از بدى احتراز كنند كه مبادا منشأ بىتوجّهى پادشاه گردد . و بالاخره آن صفات عادت گردد و آخر قصد قربت و نيّت صحيح نيز حاصل شود . و همچنين بايد كه پادشاه اهل علم و فضل ، كه به سمت صلاح و سداد موصوف باشند ، و جماعتى كه دين و ملّت به ايشان زيادتى ارتباط داشته باشد و در تقويت دين و اقامت مراسم شرع مبين اهتمام مىنموده باشد ، تعظيم و احترام نمايد و متكفّل معاش ايشان باشد و در توسيع معاش و ارزاق ايشان تقصير ننمايد و ايشان را معتمد و مؤتمن داند و حوايج ايشان را به انجاح مقرون مىداشته باشد و شفاعت و شكايت ايشان را در هر باب مؤثّر داند ، و در ازدياد وظايف و انعامات و اهداء خلع و تكريمات نسبت به ايشان مبالغه مىنموده باشد ؛ و حكام و امراى اطراف ملك را به توقير ايشان مأمور سازد و احكام مطاعه به اطراف ممالك مشعر بر تعظيم شريعت و دين و توقير اهل ملّت و احياى مراسم شرع مبين و رفع بدع و ضلالت مىفرستاده باشد تا چون اهل علم و دين و حافظان شرع و اصحاب صلاح و زاهدان و عابدان مكرم و معظّم و موقّر بوده باشند ، رغبت مردمان به اين مسلك بسيار شود و مردم در تحصيل علم و عمل كوشش نمايند و اهل فضل و صلاح از اطراف عالم متوجّه دار الملك آن پادشاه شوند و خلق همه به‌هم نظر كنند و طريقهء طاعت و خيريت مسلوك شود و فسوق و معاصى برافتد ؛ و در دنيا و آخرت آن پادشاه محمود و مشكور باشد و ملك او معمور گردد و دشمنان او مقهور گردند ، و فيضهاى ربّانى و رحمهاى سبحانى او را و منسوبان او را شامل گردد و سالهاى دراز نام نيك او در ميانهء خلق مشهور و مذكور باشد . و در اين باب معتبر است كه پادشاه تمييز ميانه مراتب اهل دين و علم و تقوى مرعى دارد و در وظايف و انعامات و اكرامات و تعظيمات ، موافق اندازه حال و صلاح و كمال عمل نمايد ، و مدّعيان بىمعنى را كه هميشه با اهل دانش و كمال ، بىقابليّت و استحقاق ، دعوى تفوّق و مساوات مىكنند در حدّ و