المحقق السبزواري

463

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

نسازد توانگر را توانگرى او . » معلى بن خنيس گويد : « به حضرت صادق عليه السّلام گفتم روزى كه ، فداى تو شوم . ذكر كردم آل فلان را و نعيم و فراغتى كه ايشان را هست و به خاطرم گذشت كه اگر دولت شما قائم شود ، با شما زندگانى با عيش و ترفّه خواهم نمود . » حضرت فرمود : « هيهات هيهات يا معلى ! و اللّه كه اگر آن امر تحقق پذيرد ، نخواهد بود الّا سياست شب و سياحت روز و پوشيدن زبر و خوردن غليظ بىنان خورش . پس ، دور شده از ما آن - يعنى ، خلافت و سلطنت - آيا هيچ ديده‌اى كه هيچ ظلمى نعمت شده باشد الّا اين ؟ » يعنى ، به سبب ظلم خلافت و پادشاهى را از ما گرفتند و آن باعث نعمت فراغت و نعيم و استراحت ما شد . بنابر آنكه بر امام و سلطان جفاى بسيار لازم است كه بر ديگران لازم نيست . در كتب متعدّدهء حديث نقل شده كه عاصم بن زياد حارثى عبا پوشيد و ترك جامهء رقيق نمود [ و ] از دنيا تخلّى نمود . و برادر او ربيع بن زياد شكوه به حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - نمود كه ، « او به اين كار كه پيش گرفته اهل خود را غمگين ساخته و اولاد خود را محزون نموده . » [ 118 ب ] حضرت فرمود كه ، « او را حاضر كنيد . » چون او را آوردند ، حضرت رو درهم كشيد . آنگاه ، فرمود : « آيا شرم نكردى از اهلت ؟ آيا رحم نكردى بر فرزندانت ؟ آيا گمان دارى كه خداى عز و جلّ حلال گردانيده باشد از جهت تو طيّبات و كراهت داشته باشد كه تو از آن اخذ كنى ؟ تو أهونى بر خداى عز و جلّ از آن ، آيا نفرموده خداى عز و جلّ كه وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ فِيها فاكِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذاتُ الْأَكْمامِ ؟ « 1 » خ يعنى : خ زمين را وضع كرد خداى عز و جلّ از جهت خلق . در آن زمين است ميوه و نخل صاحب اكمام خ . - و مراد به اكمام ، ظروف خرماست يا پوششى كه خرما مىدارد از ليف و غيره - آيا خداى عز و جلّ نمىگويد : خ مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ ، بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ؟ « 2 » خ تا آنجا كه مىفرمايد : خ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ « 3 » خ باللّه كه ابتذال نعمتهاى خداى عز و جلّ به فعال ، دوست‌تر است به خداى عز و جلّ از ابتذال آن نعمتها به مقال ؛ و حال آنكه خداى عز و جلّ

--> ( 1 ) . الرحمن : 10 و 11 . ( 2 ) . الرحمن : 19 و 20 . ( 3 ) . الرحمن : 22 .