المحقق السبزواري
448
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
بالكليّه محروم نباشند و ميل و آرزوى پيروى انبيا و ائمه در آن اوضاع در خاطر ايشان جا داشته باشد ، و من اللّه الاعانة و التوفيق . و ببايد دانست كه نفوس و طبايع نوع انسان در اوّل خلقت و بدايت فطرت به سبب تنوّع خصوصيّات و اختلاف استعدادات مختلف افتاده و همم و دواعى همگى مصروف بر يكوجه نيست و مقاصد و اغراض ايشان مختلف است . و تباين در اقوال و افعال و اخلاق و اغراض همه ظاهر است و صفات ذميمه و اخلاق رديّه ، چون جور و ظلم و بغى و عدوان و حقد و حسد و بخل ، در جبلت ايشان هست و اگر به نواهى شرع و زواجر عقل منزجر نشوند ، آن صفات قوّت گيرد و به فساد عظيم منتهى شود ؛ و بسيارى از ايشان را امر و نهى شرعى و تنبّه و سرزنش عقلى كافى نباشد ، بلكه ايشان را در قبول صلاح و حصول اصلاح حاجت به تأديبات و سياسات ملكى و ملكى بوده باشد . پس ، حكمت ذات متعاليهء ربّانى اقتضاى آن كرد كه در ميان بشر حاكمى عادل و مصلحى كامل باشد كه اعمال عمّال اولاد آدم و احكام اشغال اهل عالم را بر نهج صواب و مسلك استقامت جارى داشته ، در تنفيذ احكام شرايع و اجراى قواعد ربّانى و احكام الهى مساعى جميله مبذول دارد ، و به جهت حفظ حدود قواعد اسلام و تعديل مراتب فرق انام و احقاق حقوق خواصّ و عوام طريقهء تسويه و ميزان تعديل مسلوك و ملحوظ دارد ، و به زواجر سياستى و قواعد حكمى دست تعدّى اقويا از ضعفا و زيردستان كوتاه دارد تا نظام عالم جسمانى برقرار بماند و خلل ظلم و بدع و اهوا به حدود شرع راه نيابد و طبيعت بهايم و سباع در ميان نوع انسان ظاهر نگردد . و تحقيق اين مقام مشروحتر از اين در مقدّمهء كتاب مذكور شده و اوّل كسى كه خلعت سلطنت بر قامت قبول او راست آمد و به اداى حقوق اين امر رفيع قيام نمود ، حضرت آدم بود عليه السّلام . در خبر است كه در ايّام حيات حضرت آدم عليه السّلام اولاد و احفاد او به چهل هزار رسيده بودند و او فرمان حقّ ايشان رسانيدى و ضبط قانون معاش ايشان كردى و سويّت ميان ايشان نگاه داشتى ، و خود طعام سير نخوردى و جامهء دوخته نپوشيدى و نخنديدى ، و سخن جز به ضرورت نگفتى ، و از غايت ضعف و لاغرى استخوانهاى پهلوى او چون درجات نردبان گشته بود ، و اكثر اوقات مراقب مىنشستى و اولاد او از مرد و زن مىآمدندى و پاى بر پهلوى او