المحقق السبزواري

380

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

جمعى از قريش گفتند : « مشخّص است كه اين مرد على مرتضى نيست ، چه او رمد عظيم دارد و پيش پاى خود نمىتواند ديد . » چون سخن سرور انبيا به سمع قدوهء « 1 » اوليا رسيد ، فرمود : « اللّهم لا مانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت . » « 2 » يعنى : « خداوندا ! هيچ‌كس منع نتواند كرد آن چيزى را كه تو بدهى ، و هيچ‌كس نتواند بخشيد آن چيزى را كه تو منع كنى . » روز ديگر ، دليران و شجاعان اصحاب بر در خيمهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله مجتمع گشتند ، و هريك را آرزوى آن بود كه آن دولت عظمى و آن سعادت كبرى نصيب [ 96 ب ] او شود . سعد بن ابى وقاص « 3 » گويد : « چند نوبت در برابر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله به زانو درآمدم و بازبرخاستم ، به اميد آنكه صاحب رايت من باشم . » و از عمر بن خطّاب مروى است كه ، هرگز امارت دوست نمىداشتم ، مگر در آن روز كه تمامى همّت من مايل امارت سپاه بود . و چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله از خيمه بيرون خراميد ، فرمود : « على بن ابى طالب كجاست ؟ » از هر گوشه آواز برآمد كه ، « او را رمد چنان عاجز ساخته كه پيش پاى خود را نمىبيند . » فرمود كه ، « او را حاضر سازيد . » آن حضرت را حاضر ساختند . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله سر فرخندهء او را بر ران خجستهء خود نهاده ، آب دهان مبارك را در چشم امام المتّقين افكند . و به قولى آب دهان در كف خود ريخته ، در چشم شاه اوليا ماليد تا شفا يافت و فرمود : « اللّهم اذهب عنه الحرّ و البرد . » « 4 » يعنى : « خدايا ! ببر از او گرمى و سردى را . » از حضرت مرتضى على عليه السّلام مروى است كه ، بعد از آن هرگز اثر سرما و گرما نيافتم . و رايت به او داده ، فرمود : « برو كه خداى تعالى فتح بر دست تو ظاهر سازد . » و حضرت مرتضى على نزديك حصن قموص رسيده ، يكى از احبار يهود كه بر بالاى حصن بود پرسيد كه ، « اى صاحب رايت ! چه نام دارى ؟ » حضرت جواب داد كه ، « انا

--> ( 1 ) . پيشوا . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 98 ، ص 130 . ( 3 ) . سعد بن ابى وقاص مالك بن أهيب بن عبد مناف قرشى زهرى ، متولد 23 پيش از هجرت و متوفّى 55 ق . از صحابهء رسول خدا ( ص ) . وى فاتح عراق و مدائن است و يكى از اعضاى ششگانهء شورايى بود كه خليفه عمر در هنگام مرگش دستور تشكيل آن را براى تعيين خليفه از ميان خود صادر كرده بود . سعد با على ( ع ) همدلى نداشت . ر ك : زركلى ، الاعلام ، ج 3 ، ص 87 . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 20 .