المحقق السبزواري

379

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

لواى اسلام به حسن اهتمام آن حضرت صورت يافته . از جمله وقايع غريبهء آن حضرت ، كندن در خيبر است . تفصيل آن مجمل آنكه چون حضرت مقدّس نبوى عزيمت خيبر فرمود ، از مدينه با هزار و چهارصد نفر به آن جانب توجّه نمود و حيدر صفدر به واسطهء عارضه رمد « 1 » و كوفت درد چشم مرافقت آن حضرت نتوانست نمود . و چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله خيبر را محاصره فرمود ، در اثناى محاصره دردسرى عارض ذات شريف آن حضرت شده بدين سبب به نفس نفيس در معارك حاضر نمىشدند ، امّا هر روز رايت نصرت آيت به يكى از اصحاب مهاجرين داده به جنگ مىفرستادند . امّا چون قلعهء قموص كه از امّهات قلاع خيبر بود استحكام تمام داشت ، زياده‌كارى از پيش نمىرفت و صورت فتح روى نمىنمود . روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله علم به عمر بن الخطاب داده او را سردار سپاه ساخت ، و عمر به پاى حصار رفته بىآنكه كارى بسازد بازگرديد . روز ديگر ، ابو بكر را فرستاد . او نيز مثل عمر مراجعت نمود . نوبت سوم باز عمر را فرستاده ، اين نوبت نيز عمر بىحصول مقصود مراجعت نمود . چون شب شد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله بر زبان معجز بيان گذرانيد كه ، « لا عطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله كرّار غير فرّار يفتح اللّه على يديه . » « 2 » يعنى : « هر آيينه خواهم داد رايت را فردا به مردى كه دوست مىدارد خدا و رسول را ، و دوست مىدارند « 3 » او را خدا و رسول ، كرّارى است غير فرّار ؛ فتح خواهد نمود خداى عز و جلّ بر دستهاى او . » در اين اثنا حضرت اسد اللّه الغالب از مفارقت سرور عالم غمناك شده با وجود عارضهء كوفت چشم سوار گشته ، از عقب سپاه متوجّه لشكرگاه شد . همان شب كه اين سخن بر زبان معجز بيان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله جارى شد ، به سپاه نصرت پناه ملحق گشت . سهل ساعدى « 4 » گويد كه ، در آن شب كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله اين حديث فرمود ، غلغله در ميان صحابه افتاده ، گفتند : « آيا كداميك از ما بدين سعادت عظمى مستسعد خواهد شد ؟ »

--> ( 1 ) . درد چشم ، ورمى كه در طبقهء ملتحمه پديد آيد . ( 2 ) . بحار الانوار : ج 21 ، ص 3 . ( 3 ) . اصل : « مىدارد . » اينجا برابر نسخهء مر اصلاح شد . ( 4 ) . سهل بن سعد خزرجى انصارى از بنى ساعده ، متوفى به سال 91 ق . ، از صحابهء مشهور كه حدود صد سال عمر كرد . از وى در كتب حديث 188 روايت نقل شده است . زركلى ، الاعلام ، ج 3 ، ص 143 .