المحقق السبزواري

37

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

بسيارى از اين نوع انتقادات شيخ على فاقد اصالت است و قابل اعتنا نيست ؛ مثلا تلفّظ محقّق با گويش محلّى را ، كه منجر به تغيير در شكل واژه مىشود ، شاهدى بر مدّعاى خود گرفته است . آخرين اثرى كه بايد از سبزوارى نقل كرد روضة الانوار عباسى است كه براى شاه عباس دوم به رشتهء تحرير كشيده شده است . همان‌گونه كه ملاحظه مىشود ، وى در علوم گوناگونى از خود نوشته برجاى نهاده است . علّت آن اين‌كه از ويژگيهاى دانش‌اندوزى در دورهء صفوى كوشش در راه جامعيت علوم منقول و معقول بوده است ؛ يعنى ، رسيدن به درجه‌اى كه بلوغ به مرحلهء نهايى آن تلقّى مىشد و چنين مرتبه‌اى حاصل نمىگشت مگر با دانستن يك دورهء كامل از همهء دانشهايى كه به‌تدريج در تمدّن اسلامى رسميت و قبول عام يافته بود و آن مقدماتى است از طبيعى و رياضى و بحثهايى در حكمت مقبول نزد مسلمانان و همراه كردن آنها با همهء دانشهاى شرعى . « 1 » محقّق سبزوارى در سال 1090 ق . در اصفهان بدرود حيات گفت و جنازه‌اش به مشهد مقدس رضوى انتقال يافت و در مدرسهء ميرزا جعفر ، در سردابى ، محاذى قبر شيخ حرّ عاملى ، به خاك سپرده شد . اين رباعى سرودهء اوست : در عالم تن چه مانده‌اى بىمايه * پايى بردار و بگذر از نه پايه از مشرق جان بر تو نتابد نورى * تا از پى تن همى روى چون سايه « 2 » روضة الانوار در تداوم تاريخى سلسله آثارى به وجود آمده كه در زمينهء حكمت عملى در مجموعهء فرهنگ و تمدن اسلامى تدوين گشته‌اند . پيشتر به اهميت سياست نزد انديشمندان بزرگ دورهء اسلامى ، كه موجب گنجاندن آن در طبقه‌بندى دانشها به تأسى از خردمندان يونانى شد ، اشاره گرديد . اهتمامى كه صاحب‌نظران مسلمان در كار بررسى و

--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، ج 1 / 5 ، ص 233 . ( 2 ) . دربارهء او نك : روضات الجنات ، ج 2 ، صص 68 تا 78 ؛ ريحانة الادب ، ج 5 ، صص 242 و 244 ؛ امل الآمل ، ج 2 ، ص 250 ؛ الذريعة الى تصانيف الشيعة ، جزء 11 ، صص 289 و 290 ؛ معجم مؤلفى الشيعة ، ص 209 .