المحقق السبزواري
339
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
خ وى را دفن كنيد و به نزديك كشندهء او رويد ، و پدر وى را بگوييد كه هان تا گمان نبرى كه ما در انتقام او مبالغه خواهيم كرد . چون تو در بدكردارى و ستمكارى مبالغه كردى ، از ما ايمن باش و به نزديك ما آى و بگو تا به چه سبب تو آن خون كردى ؟ با ما تقرير كن خ . و غلامى بر زبر سر او ايستاده بود ، گفت : خ اى غلام ! صد شتر نزديك مادر پسر بر تا سوز فرزندش كه كشتهاند كم شود كه او عورت است و او را قوّت صبر و حلم نباشد . » خ احنف گويد : « من چون اين حلم مشاهده كردم ، آن را مستحسن شمردم و در حلم و بردبارى به وى اقتدا كردم . » حكايت آوردهاند كه در عرب ، قعقاع بن شور « 1 » به كرم و حلم موصوف بود ، و از عادت حميده و سيرت پسنديدهء او يكى آن بود كه هرگاه صاحب حاجتى به در او آمدى ، او را از مال خود نصيبى بدادى ؛ و اگر از وى خصمى استعانت طلبيدى ، او را مدد كردى و در حوايج و مصالح او سعى بليغ نمودى ، و در عرب به حلم و كرم او مثل زدندى . با اين شرف و بزرگى ، او را با يكى از اهل قبيله سخنى مىرفت و به خصومت انجاميد . آن سفيه او را گفت : « اگر مرا سخن درشت بگويى ، يكى را ده جواب گويم . » او گفت : « اگر مرا ده دشنام دهى ، يكى را جواب نگويم . » حكايت آوردهاند كه چون كار خلافت سفّاح [ حكومت : 132 - 136 ق . ] ، كه خليفهء اول است از خلفاى بنى عباس ، مستقيم شد و جهانيان او را مطيع شدند ، جمعى كثير از معارف شام به كوفه ، كه دار الخلافهء او بود ، آمدند و اجازت سخن گفتن گرفتند و گفتند : « ما قومى انبوهيم . اگر هركس سخنى گويد ، سخن به طول كشد . ما دو مرد اختيار
--> ( 1 ) . از تابعين كه به نيكوكارى و جود شهره بود . سال وفاتش معلوم نيست ، ولى در روزگار معاويه زنده بوده است . زركلى ، الاعلام ، ج 5 ، ص 201 .