المحقق السبزواري

315

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

واضح و نه عملى صالح . عاقل خود را به دام ايشان نيندازد و از انواع خدعه‌هاى ايشان برحذر باشد . » و پادشاه چنان فريفتهء تلبيس آن عيّار نشده بود كه اين مقدّمات رفع آن تواند كرد . مجملا ، روزى پادشاه به زيارت آن متصوّف رفت . وقت نماز بود و امامت گروهى از مريدان خود مىكرد . پادشاه با خواصّ نيز متابعت نموده ، اقتدا به آن [ مرد ] « 1 » نمودند . چون ملاحظه شد او را اصلا بر آداب و قواعد نماز اطّلاعى نبوده ، چنان كه گويا هرگز شرايط و مراسم نماز نشنيده . در خاطر آن فاضل گذشت كه غنيمت بود كه پادشاه حال مشاهده كرد و او را بطلان حال آن متصوّف معلوم شد و اگر من مدّتها زحمت مىكشيدم ، اين‌قدر توضيح ميسّر نشدى . و از عجايب آنكه اين معنى باعث زيادتى اعتقاد پادشاه به آن پير شد و اين نادانى را حمل بر كمال درويشى نموده ، بعد از انقضاى صحبت به خواصّ خود اظهار نمود كه ، « اين مرد چندان درويش بوده كه از غايت درويشى نماز نياموخته و اعتقاد را قويتر ساخت . » در كتب تواريخ مذكور است كه سلطان محمود غزنوى را به اين گروه اعتقاد بسيار بود ، چنان كه هرجا مىشنيد كه درويشى گوشه‌گيرى « 2 » هست به زيارت او رفته ، كمال عطوفت و مهربانى ملحوظ مىداشت و خواجه حسن « 3 » كه وزير سلطان بود منكر اين طبقه بود و هميشه بنابر آنكه رأس فضايل و ثمرهء شمايل علم و دانش است و اين گروه از آن حليه عارىاند ، و از سخنان مشهور است كه زاهد بىعلم مسخرهء شيطان است ،

--> ( 1 ) . اضافه از مر است . ( 2 ) . در اصل « گوشه‌گيرى » آمده ولى به نظر مىرسد بر روى « گيرى » خط كشيده شده باشد . بنابراين مىتواند « گوشه‌اى » نيز خوانده شود . اينجا برابر نسخهء چ ذكر شد . در مر « گوشه‌نشينى » ضبط شده است . ( 3 ) . آخرين كس كه از خاندان ميكاليان در تاريخ معروف است همين ابو على حسن بن محمّد بن عباس ميكالى معروف به « حسنك » ، وزير مشهور محمود غزنوى ، است . نسب ميكاليان را به بهرام گور رسانده‌اند . مسكنشان نيشابور بوده است و به روزگار عباسيان در عراق و در زمان سامانيان تا اوايل سلاجقه در خراسان اقامت داشته‌اند . اين قوم به وفور جاه و ثروت و شرف علم و ادب و بسط احسان بر ارباب فضل و وجاهت در نزد پادشاهان امتياز داشتند . ابو جعفر ميكالى و ابو محمد ميكالى از دانشمندان و اديبان بزرگ و عبد اللّه بن محمد ميكال و پسرش ابو العباس اسماعيل از امراى اين خاندان هستند . ابو العباس اسماعيل همان است كه ابن دريد مأمور تربيت او شد و جمهرة اللغة را به نام وى تأليف كرد . براى اطلاع بيشتر ر ك : تعليقات سيد احمد اديب پيشاورى و سعيد نفيسى بر كتاب تاريخ بيهقى ، ج 2 ، صص 969 تا 996 .