المحقق السبزواري

31

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

آغاز دورهء اسلامى به زبان عربى ترجمه و در تدوين نوشته‌هاى سياسى از آنها بهره برده شد . « 1 » برترين اثر در سياستنامه‌نويسى دورهء اسلامى كتاب سير الملوك يا سياستنامه خواجه نظام الملك وزير ملكشاه سلجوقى است كه مشخّصهء عمدهء آن عبارت است از توجّه به الگوى سازماندهى سياسى ايران باستان و سنّت پادشاهان عجم ، و از اين حيث « نظريهء سلطنت » در ايران باستان در كانون تفسير قرار گرفته و بر همين مبنا نظريهء جديدى ارائه مىشود كه نهايتا سلطنت مطلقهء تركان را توجيه مىكند . « 2 » انتقال مفاهيم سياسى ايرانى در دورهء اسلامى از طريق تاج نامگ عصر ساسانى نيز صورت گرفته است . نام اين اثر در الفهرست ابن نديم ذكر شده و نقلهايى از آن در عيون الاخبار ابن قتيبه مسطور است . تاج نامگ حاوى صورت نطقها و دستورها و فرمانهاى سلاطين و نظاير آن بوده و به دست ابن مقفع به عربى برگردانده شده است . « 3 » نامه‌هايى كه ميان دو تن مبادله مىشده ، غالبا مربوط به يك واقعهء سياسى و تاريخى بوده است و گاهى جنبهء ادبى و اخلاقى آن هم موردنظر بوده و نصايحى را دربرداشته است و بيشتر آنها مربوط به نصايحى بوده كه از پدرى به فرزندى منتقل مىشده است . نامهء خسرو پرويز به پسرش شيرويه در زمرهء اين آثار مىباشد . ابن قتيبه در پنج مورد از عيون الاخبار مطالبى را از نامهء خسرو پرويز نقل كرده كه موضوع آنها راهنمايى و نصايحى در خصوص مملكتدارى و آيين پادشاهى است . برخى از محققين بر اين عقيده‌اند كه اين‌گونه نامه‌ها و آثار ادبى در كتاب تاج نامگ پهلوى مدوّن بوده و از آن كتاب به آثار اسلامى منعكس شده است . « 4 » گرايش ديگر در سنّت سياستنامه‌نويسى ، وزارت‌نامه‌هايى بوده است كه با اقتداى به منابع دورهء باستانى ايران تحرير شده‌اند و تعداد آنها از شمار سياستنامه‌ها كمتر نيست . اثر جهشيارى به نام كتاب الوزرا و الكتّاب كهن‌ترين نمونهء اين‌گونه نوشته‌هاست . « 5 » الفخرى فى الآداب السلطانية و الدول الاسلامية ، تأليف ابن طقطقى از جمله كتابهاى شرح حال وزراست كه با وجود ايجاز و اختصار به دليل وجود روح انتقاد و خرده‌گيرى در مطالب تاريخى ، از

--> ( 1 ) . خواجه نظام الملك ، ص 87 . ( 2 ) . نك : درآمدى فلسفى بر تاريخ انديشهء سياسى در ايران ، ص 19 . ( 3 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 85 . ( 4 ) . فرهنگ ايرانى پيش از اسلام ، صص 271 و 273 . ( 5 ) . خواجه نظام الملك ، ص 90 .