المحقق السبزواري

297

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

سؤال اجابت نكنم سايل خود را . آيا بخيلم من ؟ پس ، بخيل قرار مىدهد مرا . آيا نيست جود و كرم از من ؟ آيا نيست عفو و رحمت به دست من ؟ آيا نيستم من محلّ آرزوها ؟ آيا شرم ندارند آرزوكنندگان از آنكه آرزو كنند از غير من ؟ پس ، اگر اهل آسمانهاى من و اهل زمين من همگى آرزو كنند ، پس من بدهم به هركدام مثل آنچه همه خواسته‌اند . كم نمىشود از ملك من مثل عضو ذره‌اى و چگونه كم شود ملكى كه من قيّم آن باشم ؟ » و حضرت صادق عليه السّلام فرموده كه ، « سر طاعت خداى عز و جلّ صبر است و خشنود بودن از خداى عز و جلّ سر طاعت خداست . و هركه صبر كند و خشنود باشد از خداى عز و جلّ در آنچه قضا كرده بر او در آنچه محبوب و مكروه او باشد ، قضا نمىكند خداى عز و جلّ جهت او ، الّا آنچه خير اوست . » و حضرت صادق عليه السّلام فرموده كه ، « داناترين مردم به خداى خشنودترين ايشان است به قضاى خدا . و آن حضرت فرموده كه ، « تعجّب دارم از امر مسلم كه قضا نمىكند خداى عز و جلّ جهت او امرى ، الّا آنكه خير است جهت او . اگر او را پاره‌پاره كنند به مقراضها ، خير او در آن است ؛ و اگر مالك مشارق و مغارب زمين شود ، خير او در آن است . » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرموده كه ، « خداى عز و جلّ فرموده كه ، به درستى كه از بندگان مؤمن من بنده‌اى چند هستند كه به صلاح نمىباشد جهت ايشان امر دين ايشان ، الّا به توانگرى و فراخى و صحّت بدن . پس ، انعام مىكنم به ايشان توانگرى و فراخى و صحّت بدن . پس ، به صلاح مىباشد بر آن امر دين ايشان . و به درستى كه از بندگان مؤمن من بندگانند كه به صلاح نمىباشد امر دين ايشان ، الّا به فاقه « 1 » و مسكنت و بيمارى در بدن . پس ، مبتلا مىسازم ايشان را به فاقه و مسكنت و بيمارى . پس ، به صلاح مىباشد بر آن امر دين ايشان . من داناترم به آنچه به صلاح مىباشد بر آن امر دين ايشان ، و به درستى كه از جملهء بندگان مؤمن من كس باشد كه جهد مىكند در عبادت من . پس ، برمىخيزد از خواب و سر برمىدارد از بالين لذيذ . پس ، جهد مىكند شبها و در تعب مىدارد نفس خود را در عبادت من . پس ، غالب مىسازم بر او خواب را يك شب و دو شب از روى لطف . پس ، مىخوابد تا صباح ؛ آنگاه ، بر

--> ( 1 ) . نيازمندى و تنگدستى .