المحقق السبزواري

296

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كن بر خداى عز و جلّ « 1 » به بازگشتن آن به سوى او و اعتماد كن به خداى در آن . و حضرت صادق عليه السّلام فرموده : « هركه به او سه چيز داده شد از سه چيز ممنوع نشد . هركه به او دعا داده شد ، اجابت به او داده شد . و هركه شكر به او داده شد ، زيادتى به او داده شد . و هركه توكّل به او داده شد ، كفايت به او داده شد . » و حسين بن علوان گفته كه ، « بوديم در مجلسى ؛ طلب علم مىكرديم و تمام شده بود نفقهء من . در بعضى سفرها به من گفت بعضى اصحاب ما كه ، « اميد به كه دارى در اين امر كه به تو نازل شده ؟ » گفتم : « به فلانى . » گفت : « در اين هنگام و اللّه كه برنمىآيد حاجت تو ، و نمىرسى به املت « 2 » و روا نمىشود مطلب تو . » گفتم : « چه مىدانى ؟ رحمك اللّه ! » گفت : « حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام حديث كرد مرا كه ، خوانده در بعضى كتب كه به درستى كه خداى تبارك و تعالى فرموده : قسم به عزّت من و جلال و مجد من و ارتفاع من بر عرشم ! كه به تحقيق كه مىبرم آرزوهاى هر آرزوكننده‌اى از غير مرا از مردمان به نااميدى ، و مىپوشانم به آن شخص جامهء خوارى نزد مردم ، و دور مىگردانم او را از نزديكى ، و دور مىكنم او را از وصل خود . آيا آرزو دارد از غير من در سختيها و حال آنكه سختيها به يد قدرت من است ، و اميد مىدارد به غير من و مىگويد به فكر در غير مرا و حال آنكه به دست من است كليدهاى درها ، و آن درها بسته است و در من گشاده است جهت كسى كه مرا بخواند . كيست آن كسى كه آرزو به من داشته باشد ؟ پس ، من قطع كنم آرزوى او را ؛ و كيست آن كسى كه اميدوارى به من داشته باشد ؟ پس ، قطع كنم اميد او را از من . گردانيدم آرزوهاى بندگانم [ را ] نزد خودم محفوظ . پس ، راضى نشدند به حفظ من و پر گردانيدم آسمانهايم را از آن كسان كه ايشان را ملالى نمىشود از تسبيح من ، و امر كردم ايشان را كه نبندند درها را ميانهء من و ميانهء بندگان من . پس ، اعتماد نكردند به قول من ، امّا ندانسته آنكه راه يافت به او نايبه‌اى از نوايب من [ 75 آ ] آنكه كسى مالك گشت و رفع آن نيست غير من الّا به رخصت من . چيست كه مىبينم او را غافل از من ؛ دادم به او از بخشايش خود آنچه از من نخواسته بود . پس ، از او نزع كردم و از من طلب ردّ آن نكرد و از غير من سؤال كرد . آيا مىبيند مرا كه ابتدا به عطا مىكنم پيش از سؤال ؟ پس ، بعد از

--> ( 1 ) . اصل : جلّ و عزّ » كه برابر مر تغيير داده شد . ( 2 ) . « امل » به معنى « آرزو » است .