المحقق السبزواري
256
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
در اهتزاز باشد و از اشراق آفتاب عنايت سبحانى مدد يابد تا وقتى كه به غايت كمال برسد ، تا انسان و حيوان از حاصل و ثمرات آن منتفع شوند ، آسمان و زمين و ماه و آفتاب و ابر و باران و باد و خاك به حكم تسخير الهى مدد مىكنند تا وقتى كه آن را به نهايت نشو و تمامت مرتبه برسانند . پس ، هرگاه دست قطع آن كند ، شكر نعمت آن نهال بهجا نياورده ، بلكه كفران ورزيده و همچنين شكر نعمت كارد بهجا نياورده ، بلكه چون به حقيقت مىرسى آنچه تأثير كرده تا آن نهال را به آن مرتبه رسانيده شكر نعمت آنها نيز نكرده . و اگر كسى به چشم چيزى كه نگاه نبايد كرد نگاه كند ، همچنانكه شكر نعمت چشم نكرده شكر نعمت شعاع آفتاب نيز ، كه كار چشم به تأثير او تمام مىشود ، نكرده . پس ، شكر نعمت آفتاب نيز نكرده و شكر نعمت هواى شفاف نيز ، كه متوسّط است ميان چشم و ميان مريى ، نكرده و بر اين قياس بايد كرد و دقايق در اين مقام بسيار است . پس ، شكر هر نعمت بخصوص ، به دل و زبان و اعضا مىشود به امرى چند كه مخصوص است به آن نعمت . و شكر نعم مطلقا به آن مىشود كه هر نعمتى را در آن غرض ، كه به جهت آن مخلوق شده ، صرف نمايد و چون بنده به اين مرتبه رسد ، شكور باشد و خداى عز و جلّ فرموده : « وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ » « 1 » يعنى : « اندكى از بندگان ما شكورند به نعمتها . » و ببايد دانست كه شكر نعمت به اندازهء نعمت به تفاوت مىكند ، هر چند نعمت و احسان خداى بر بنده زياده باشد ، شكر نعمت بيشتر بايد كرد . و چون خداى عز و جلّ را بر پادشاهان انواع نعمتهاى عظيمه هست ، به ازاى هر نعمتى از آنها ، شكرى عظيم بايد و شكرى مناسب آن نعمت بايد ؛ چون پادشاه را خداى عز و جلّ قدرت قوى داده و استيلا بر همهء زيردستان روزى نموده ، شكر آن نعمت آن است كه تقويت ضعيف كند و دست تعدّى و ظلم اقويا را از ضعفا كوتاه گرداند و دادرسى مظلومان بكند و از ايشان غافل نباشد و به آن قوّت و قدرت كه خدا به او داده تقويت دين حقّ كند ، و رسم بدعت و مذهبهاى باطل را نابود سازد ، و در تقويت شرع و دين و تقويت اهل علم و اهل حقّ بذل جهد نمايد ، و جهّال و نادانان و مبتدعان و مرائيان « 2 » و زرّاقان « 3 » را ذليل دارد ، و اهل عدل و
--> ( 1 ) . سبأ : 13 . ( 2 ) . « مرائى » : رياكار . ( 3 ) . « زرّاق » : فريبنده ، رياكار .