المحقق السبزواري
23
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
اعراض از نظريهء سياسى خلافت نزد گروهى از انديشمندان اسلامى گرديد . گرايشهاى فلسفى به سياست ، پس از ورود فكر يونانى و سپرى شدن عصر نقل و ترجمه نزد اين گروه آشكار گرديد كه با اقتداى به دستاوردهاى فكرى يونانيان و با استعانت از فلسفه به طراحى آراى سياسى خود پرداختند و البتّه درصدد بودند ميان تحقيقات يونانى و تعاليم و اصول دين اسلام و واقعيتهاى جامعهء اسلامى پيوندى برقرار كنند . فلسفهء سياسى مسلمانان بهويژه در هنگام ظهور خود ، متأثر از فلسفهء سياسى اهل حكمت يونان دوران باستان است . همانگونه كه فلسفه به عنوان جستوجوى حكمت ، جستارى است براى معرفت جهان شمول - يعنى ، معرفت به كل به جاى گمان نسبت به كل ، فلسفهء سياسى نيز به عنوان شاخهاى از آن ، كوششى است براى نشاندن معرفت به ماهيت امور سياسى به جاى گمان دربارهء آنها . تلاش فلسفهء سياسى بر آن است تا ماهيت امور سياسى و نظم سياسى خوب و درست ، هردو ، را بداند . « 1 » در فلسفهء سياسى سؤالاتى از اين دست مطرح مىشود : رابطهء انسان با دولت چيست ؟ آيا دولت مخلوق انسان است و انسان با ارادهء خود آن را براى خدمت به خويش به وجود آورده ، و يا آنكه مبدأ آن آسمانى و الهى است ؟ آيا قدرت زمامداران ناشى از مردمى است كه بر آنها حكومت مىكنند و يا از جانب خداست ؟ رابطهء فرد و جامعه چگونه بايد باشد ؟ چه نوع رژيم حكومتى و چه شكلى از دولت بهتر و كدام شكل بدتر است ؟ « 2 » همچنانكه فلسفه ، يعنى انديشهء عقلانى غير ملتزم به اديان ، را نخستين بار يونانيان تأسيس كردند ، انديشهء فلسفى دربارهء سياست را نيز هم آنان ظاهر ساختند . از سقراط و
--> تأسيس كنند به فرمانروايى خود تا سال 316 ق . رنگ خلافت نداده بودند . در اين سال ( 316 ) به فرمان عبد الرحمن الناصر فرمانى صادر و در آن خلافت خويش را اعلام داشت ( تاريخ دولت اسلامى در اندلس ، ج 1 ، صص 426 و 427 ) . فاطميان يا عبيديان نيز از سال 297 ق . در شمال آفريقا و بعد در مصر با نام خلافت حكومت مىكردند ( العبر ، ج 3 ، ص 39 و به بعد ؛ النجوم الزاهرة ، ج 4 ، ص 74 و به بعد ) . در اين حالت ، همزمان در دنياى اسلام سه تن به نام خليفه حكومت مىكردند . ( 1 ) . اشتراوس ، صص 2 تا 5 . ( 2 ) . تاريخ فلسفه سياسى ، ج 1 ، ص 10 .