المحقق السبزواري
200
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
به جهت آنكه در طبيعت بشرى مركوز « 1 » است كه « 2 » ابتدا از سخنان خوش و روكش محظوظ مىشوند ؛ كمند از مردم كه اگر آفتى در ملك باشد حقيقت آن را چنان كه هست به عرض رسانند ، بلكه آفتها را مخفى مىدارند و هميشه تعريف و توصيف مىكنند و اگر ظلمى در ممالك باشد يا خللى در امور ملك رو دهد ، ظاهر نمىسازند و مىگويند : به عدل تو هرگز پادشاهى نبوده و مملكت هيچ پادشاهى به اين آبادانى ، نبوده و لشكر هرگز به اين سرانجام نبوده ، و خزانه هرگز به اين معمورى نبوده ، و دشمنان هرگز چنين ضعيف نبودهاند ؛ عمّال در كمال معدلتند و هيچ ظلمى نمىشود . و چون اين سخنان به گوش پادشاهان خوش مىآيد و محظوظ مىشوند ، از اين نوع سخنان مىگويند به غرض آنكه پادشاه محظوظ مىشود ، و اگر از عاملى ظلمى و فسادى ظاهر مىشود مخفى مىدارند و خلاف آن مىگويند ، و اين به ظاهر دوستى است امّا در حقيقت دوستى نيست ، چه باعث غفلت و غرور مىشود و سررشتهء كارها از دست مىرود و حقيقتها بر پادشاه مخفى مىماند و از تدارك غافل مىشود ، و از تهيّه و استعداد عدّت و آلت و مراعات احتياط و پيشبينى غافل مىشود و بسيار باشد كه باعث خرابى ملك و استيلاى دشمن شود . [ 47 آ ] به محفلى كه خوشامد فسانهپرداز است * ز خواب دولت بيدار برنمىخيزد و سخنان خوشامدگويان اگرچه در اوّل حال شادمانى دل افزايد ، امّا در دوم حال نقصان بينايى بصيرت و اندوه جاودانى افزايد . بلى ، چنين سخنان كه دلالت بر نهايت سرانجام و انتظام و كمال مراتب خوبيها و نبودن آفتها و خللها كند ، بايد كه در مجالس و محافل و محاضر مذكور مىشده باشد و در اين باب مبالغهها مىرفته باشد و در حضور آشنا و بيگانه و دوست و دشمن اين قسم سخنان و زياده از اين به مبالغات تمام مذكور مىشده باشد ، خصوصا از خواصّ ملك تا منتشر شود و در اطراف عالم مشهور گردد . و چيزى كه دلالت بر اندك نقصى كند پنهان بايد داشت ، امّا در خلوت حقيقت هرچيز به قدر امكان كسى را كه ميسّر باشد به عرض
--> ( 1 ) . جاى گرفته ، ثابت كرده . ( 2 ) . به نظر مىرسد : « كه » زايد باشد .