المحقق السبزواري

152

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

فصل چهارم : در بيان گناهان كبيره و صغيره و اختلافاتى كه علما را در اين باب هست ، و بيان آنچه حقّ است در هر مقام جماعتى از قدماى علماى شيعه به آن رفته‌اند كه گناه كبيره و صغيره نمىباشد ، بلكه هر گناهى نسبت به گناهى كه از او عظيمتر است صغيره است و نسبت به گناهى كه از او كوچكتر است كبيره . چنان كه بوسيدن زن حرام صغيره است نسبت به زنا كردن ، و كبيره است نسبت به نظر كردن به شهوت ؛ و على هذا القياس . و اين قول ضعيف است و اقوى قول باقى علماست كه مىگويند گناه بر دو قسم است : صغيره و كبيره ، و هرگاه كسى از گناه كبيره اجتناب كند ، خداى عز و جلّ گناه صغيره را مىبخشد ، چنان كه در آيهء شريفه ذكر اين معنى شده . ليكن علما را در معنى كبيره اختلاف بسيارى هست . گروهى گفته‌اند : گناه كبيره هر گناهى است كه خداى عز و جلّ وعيد عذاب بر آن كرده باشد در قرآن مجيد . و بعضى گفته‌اند : هر گناهى است كه شارع بر آن حدّى مترتّب ساخته باشد يا تصريح به وعيد نموده . و بعضى گفته‌اند : هر گناهى است كه دلالت بر آن كند كه كنندهء آن را پروايى در دين نيست . و بعضى گفته‌اند : هر گناهى است كه حرمت آن به دليل قطعى دانسته شده باشد ، نه به دليل ظنّى . و بعضى گفته‌اند : هر گناهى است كه وعيد شديدى بر او شده باشد در كتاب خدا يا سنّت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله . و ابن مسعود گفته كه ، « از اوّل سورهء نساء تا آيهء إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ « 1 » [ را ] بايد خواند . هرچه در اين سوره تا به اين آيه نهى از آن واقع شده ، آن كبيره است . و گروهى گفته‌اند : عدد كباير هفت است : شرك به خداى عز و جلّ و كشتن نفسى كه خداى عز و جلّ حرام گردانيده ، و نسبت زنا به زن محصنه كردن ، و مال يتيم خوردن ، و زنا كردن ، و از معركهء جهاد در وقتى كه جهاد واجب باشد گريختن ، و بر پدر و مادر عاق شدن . و بعضى گفته‌اند : گناهان كبيره نه است و بر آنچه مذكور شد ، سحر و ظلم كردن در

--> ( 1 ) . نساء : 31 .