المحقق السبزواري
150
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
فصل سوم : در بيان حدّ و معنى توبه ، و بيان بعضى اختلافات كه علما را در باب توبه شده توبه در اصل لغت به معنى رجوع است - يعنى بازگشتن - و آن هرگاه به خداى عز و جلّ اسناد شود ، قبول توبه بندگان است و رجوع به تفضّل و احسان در حقّ ايشان و در حقّ بنده ، رجوع است از عدم طاعت و انقياد به جانب اطاعت و فرمانبردارى . و به اصطلاح شرعى و معنيى كه در قرآن و حديث مذكور مىشود حقيقت توبه پشيمانى است از گناه و فعل قبيح از آن جهت كه قبيح است به جهت اطاعت و فرمانبردارى خداى ، نه از جهت غرضى ديگر از اغراض . پس ، شرط معتبر است در توبهء پشيمانى و آنكه پشيمانى او به سبب ناخوشى و قبح آن قبيح باشد ، نه به جهت آنكه در آن عمل آزارى مىكشد ، مانند كوفت « 1 » و بيمارى يا سياستكنندهاى او را عقوبت مىكند و امثال اينها ، بلكه بايد قبح فعل باعث پشيمانى باشد و اطاعت خداى عز و جلّ و قصد قربت منظور باشد . و خلاف است ميانهء علما كه آيا عزم بر آنكه ديگر هرگز معاودت به آن گناه نكند در توبه معتبر است يا شرط است يا توبه مجرّد پشيمانى است . و اين قول كه توبه مجرّد پشيمانى است حالى « 2 » از رجحانى نيست ، ليكن هرگاه باعث پشيمانى قبح فعل باشد ، بعيد است كه پشيمانى از عزم بر ترك حالى واقع تواند شد . و نيز علما را خلاف است كه آيا توبه از بعضى گناهان دون بعضى واقع مىتواند شد يا نه . به اين معنى كه كسى نعوذ باللّه مثلا خون ناحقّ ، كه گناه كبيره است ، مىكند و خوردن مال يتيم ، كه گناه كبيره است ، مىكند آيا مىشود كه او توبه كند از خون ناحقّ ، دون مال يتيم يا برعكس ؟ علما را در اين مسئله خلاف است و اقوى نزد فقير آن است كه توبه از بعضى گناهان ، دون بعضى ، توبهء شرعى است . و ايضا علما را خلاف است كه آيا وجوب توبه مخصوص گناهان كبيره است يا توبه از گناه صغيره نيز لازم است . و بر هر تقدير شكّى نيست كه توبه را مراتب و درجات است . و درجهء اوّل توبه از كفر است ، و درجهء دوم توبه از گناهان كبيره است ، و درجهء سوم توبه از مطلق گناهان است ، و
--> ( 1 ) . آسيب ، آزردگى . ( 2 ) . اصل : « خالى » . « حالى » به معنى فى الفور است .