المحقق السبزواري

14

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

اجتماعىترين كردارها مورد توجه قرار گرفته ، انسان را به داشتن عقيدهء اسلامى و عمل به آن دعوت كرده است و هردو را با هم مقدمهء سعادت او مىداند . اساسا عمل بدون ايمان در اسلام به عنوان نفاق و جهل شناخته مىشود ، و با استناد به اين حديث معروف « الاسلام هو الاعتقاد بالجنان و الاقرار باللسان و العمل بالاركان » مىتوان گفت عمل به موازات ايمان بخشى از دين را تشكيل مىدهد . براى عمل به اسلام ، به‌طور طبيعى ، به نظامى سياسى و نظامى حكومتى احتياج هست و بدون آنها ، عمل كامل به اسلام امكان ندارد . « 1 » اسلام جهت ضمانت اجراى برنامهء كامل خود براى زندگى ، از سياست به عنوان ابزار بهره مىگيرد « 2 » ، و هرگز به صرف شرح و بيان آرمانهايش رضايت نداده ، بلكه مدام درصدد تدارك وسايلى براى جامهء عمل پوشاندن به آنهاست و قدرت ، كه بنا به يك نظرگاه جان و جوهر سياست است ، يك وسيلهء اساسى براى نيل به اين هدف است . « 3 » در طرحى كه اسلام براى تشكيل جامعهء دينى ارائه مىدهد هيچ جنبه از جوانب دين و دنيا مسكوت نمىماند ، و انسانهايى كه در مسير سعادت و كمال حقيقى ، در عرصهء انديشه و عمل ، گام برمىدارند درخور جانشينى خدا بر روى زمين مىشوند . « 4 » مؤمن به دين ، پس از دريافت يك جهان‌بينى صحيح و كامل كه منتهى به اتّخاذ و انتخاب دين خدا مىشود ، به خاطر داشتن وظيفهء جانشينى مؤظف به عمل است . « 5 » چون عمل مسلمان هميشه بنيادى و اساسى و به تعبير قرآن « لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ » است ، پس ، بايد ابتدا اساسىترين عمل را كه در عين حال ضرورىترين و فورىترين آنهاست در پيش گيرد . يعنى ، تحصيل جماعت و تشكيل يك جامعهء و لو كوچك آرمانى كه در قرآن به اعتصام « 6 » تعبير شده ، زيرا كه شرط نتيجه‌بخش بودن عمل ، همگانى و اجتماعى بودن آن است تا تفرّق و روشهاى مختلف در عمل ؛ و اصل توحيد در عمل

--> ( 1 ) . سياست در اسلام ، ص 119 . ( 2 ) . انديشهء سياسى در اسلام معاصر ، ص 16 . ( 3 ) . همان ، ص 17 . ( 4 ) . « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ . . . » ( النور : 55 ) ( 5 ) . « وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ . . . » ( توبه : 105 ) . ( 6 ) . « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » ( آل عمران : 103 ) .