المحقق السبزواري
112
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
فرارى و بازگشتنى و ظاهر است كه نيست ؛ « فانّى تؤفكون » پس ، چگونه بازگردانيده مىشويد از فرمان خداى ؟ « ام اين تصرفون » يا به كدام جانب مىگرديد از جانب فرمانبردارى خداى ؟ « ام بماذا تغترّون » يا به چه چيز فريفته مىگرديد . پس ، در پناه حق گريزيد و از امور باطله احتراز كنيد . « و إنّما حظّ احدكم من الأرض ذات الطّول و العرض » و نيست بهرهء هيچيك از شما از زمين صاحب طول و عرض ؛ « قيد قدّه » بجز مقدار قامت او ؛ « متعفّرا على خذّه » در حالتى كه خاكآلوده باشد بر رخسارهء خود در قبر يعنى ، به قدر يك قد [ و « 1 » ] و قامت كه نصيب اوست ، نه به اعزاز و احترام است بلكه به خوارى است ؛ « الآن عباد اللّه » يعنى ، الحال اى بندگان خداى كه زمان زندگانى است فرصت وقت غنيمت شمريد و خود را به امر حقّ مشغول سازيد و از نهى او دست بازداريد ؛ « و الخناق مهمل » و حال آنكه ، آن چيزى كه مىگيرد گردنهاى نفوس را - يعنى ، مرگ - واگذاشته شده است . يعنى ، الحال هنگام حلول و نزول مرگ نيست ؛ « و الرّوح مرسل » و روح فرستاده شده است و دست از گلوى او بازداشته شده است ؛ « فى فينة الإرشاد » در ساعت رشدها . يعنى ، در ساعت « 2 » امكان كسب كردن چيزى چند كه سبب رستگارى و يافتن راه راست است ؛ « و راحة الأجساد » و در حالت راحت بدنها [ « و باحة الإحتشاد » ] « 3 » « و مهل البقيّة » در حالت مهلت بقيهء عمر ؛ « و أنف المشيّة » و اوّل زمان اراده و اختيار ؛ « و انظار التّوبة » و در وقت مهلت دادن توبه است به عاصى تبه روزگار ؛ « و انفساح الحوبة » و در گشادگى و فراخى حاجت . يعنى ، در زمان فراخ كه گنجايش آن دارد كه حاجات و مطالب خود را كه زاد آخرت است تحصيل نمايد ؛ « قبل الضّنك » پيش از زمان كوتاه ؛ « و المضيق » و مكان تنگ كه گنجايش آن نداشته باشد كه اعمال آخرت بهجا آورد ؛ « و الرّوع و الزّهوق » و پيش از ترس و هول و رفتن جان از بدن ؛ « و قبل قدوم الغايب المنتظر » و پيش از آمدن غايبى كه انتظارش مىبرند - يعنى ، مرگ ؛ « و أخذة العزيز المقتدر » و پيش از گرفتن خداى غالب و توانا او را .
--> ( 1 ) . از نسخه مر افزوده شد . ( 2 ) . اصل : « ساعتن » . اينجا برابر نسخه مر اصلاح شد . ( 3 ) . از نهج البلاغه ، چاپ فيض الاسلام اضافه شد .