المحقق السبزواري

108

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

بهره‌اى نبرد ؛ « و لم يقض مفترضا » و در ايّام حيات به‌جا نياورد هيچ فرضى را ؛ « دهمته فجعات المنية » هجوم كرد بر او ناگاه اندوهها و دردهاى مرگ ؛ « فى غبّر جماحه » در بقاياى زمان ، شتافتن از عقب هواهاى نفس ؛ « و سنن مراحه » و راههايى كه به اغراض خود مىرفت ؛ « فظلّ سادرا » پس ، ناگاه گشت متحيّر و افگار « 1 » ؛ « و بات ساهرا » و شب را به روز آورد به بيدارى . يعنى ، از هجوم آلام و صعوبت بيمارى بيخوابى بر او مستولى شد ؛ « فى غمرات الالام » در سختيهاى المها و دردها ؛ « و طوارق الاوجاع و الأسقام » و دردها و بيماريهاى در شب آينده ؛ « بين اخ شقيق » در ميان برادرى كه پاره‌اى است از جان ؛ « و والد شفيق » و پدر [ ى ] مهربان ؛ « و داعية بالويل جزعا » و زنى كه واى مىگويد از روى جزع و ناشكيبايى ؛ « و لادمة للصّدر قلقا » و زنى كه بر سينه مىزند جهت اضطراب ؛ « و المرء فى سكرة ملهية » « 2 » و حال آنكه آن مرد در آن حال در سختى جان كندن است ، چنان حالى كه او را از همه كس و همه چيز غافل ساخته . « و غمرة كارثة » و در گردابى باشد دردناك و آغشته گشته به درد بيحدّ ؛ « و أنّة موجعة » يعنى : در حال ناله‌هاى دردآورنده يعنى ، ناله‌هايى كه دلها را به درد مىآورد ؛ « و جذبة [ 19 ب ] مكربة » يعنى ، كشش به اضطراب درآورنده ، و آن كششى است كه ملائكه مىكنند جهت كشيدن روح ، و اشاره به اين حال است آنچه خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرمود : وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ « 3 » يعنى : « اگر ببينى يا محمد صلّى اللّه عليه و إله آنكه ظالمان و كافران در غمرات و شدايد مرگ باشند و ملائكه دستها گسترده باشند جهت قبض روح ايشان و مىگفته باشند كه بيرون كنند نفسهاى خود را . » و بعضى گفته‌اند : « باسطوا أيديهم » يعنى : « ملائكه دست گشوده باشند به زدن و تعذيب ايشان . » و بعضى گفته‌اند معنى « اخرجوا انفسكم » آن است كه گويند ، بر سبيل استهزا ، كه اگر مىتوانيد خويشتن را برهانيد امروز ،

--> ( 1 ) . آزرده ، خسته . ( 2 ) . در نهج البلاغه ، چاپ فيض الاسلام : « ملهيّة » و در شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : « ملثّة » . ابن ابى الحديد در شرح خطبه افزوده هر دو وجه روايت شده است . نك : ج 6 ، ص 272 . ( 3 ) . انعام : 93 .