الفيض الكاشاني
77
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شد . سپس پير آنان گفت : خداوندا تو منزّهى تو منزّهى ما بندگان و بندهزادگان توايم بيامرز ما را از آنچه در عمر گذشته دلهاى ما را از ياد تو بريد ، ديگرى گفت : خدايا تو منزّهى تو منزّهى ما بندگان و بندهزادگان توايم به حسن نظر در آنچه ميان ما و تو است بر ما منّت گذار . ديگرى گفت : خدايا تو منزّهى تو منزّهى ما بندگان و بندهزادگان توايم آيا بر دعا دليرى كنيم در حالى كه مىدانى كه ما در امور خود به چيزى نياز نداريم ، ما را در ادامه راه خود پايدار بدار و با اين كار منّت خود را بر ما كامل گردان . ديگرى گفت : ما در طلب خشنودى تو مقصّريم به جود خود ما را بر آن يارى فرما . ديگرى گفت : از نطفهاى ما را آفريدى و به تفكّر در عظمت خود بر ما منّت نهادى ؛ آيا كسى كه به تفكّر در عظمت و جلال تو مىانديشد مىتواند بر سخن گفتن گستاخى كند ، خواست ما تقرّب به نور تو است . ديگرى گفت : به سبب عظمت شأنت و نزديكى تو به دوستانت و منّتهاى بسيارى كه بر اهل محبّت خوددارى زبان ما از دعا كردن كند شده است . ديگرى گفت : دلهاى ما را به ذكر خود هدايت كردى و ما را براى اشتغال به بندگىات فراغت دادى پس كوتاهى ما را در شكر گزارىات بيامرز . ديگرى گفت : خداوندا حاجت ما را مىدانى كه آن ديدن رخسار تو است . ديگرى گفت : چگونه بنده بر مولاى خود گستاخ شود اكنون كه به جود خود به دعا كردن دستور دادهاى نورى به ما عطا كن كه با آن در ظلمات ميان آسمانها راه يابيم . ديگرى گفت : تو را مىخوانيم كه رو به سوى ما كنى و آن را بر ما پايدار بدارى . ديگرى گفت : از تو مىخواهيم نعمتى را كه به ما ارزانى داشته و بدان بر ما تفضّل فرمودهاى كامل گردانى . ديگرى گفت : ما به خلق تو هيچ نيازى نداريم با ديدار جمال خود بر ما منّت گذار . ديگرى گفت : من از ميان اينان از تو مىخواهم كه چشمانم را از نگريستن به دنيا و مردم آن و دلم را از اشتغال به غير آخرت كور گردانى . ديگرى گفت : ما مىدانيم كه تو دوستانت را دوست مىدارى بر ما منّت گذار به اين كه دل ما را جز به خود مشغول نفرمايى . آنگاه خداوند به داوود وحى فرمود : به آنها بگو سخنان شما را شنيدم و آنچه را خواستيد اجابت كردم و بايد هر يك از شما از رفيقش جدا شود و براى خود حفرهاى در زمين فراهم كند ، چه مىخواهم از ميان خود و شما پرده بردارم تا نور و جلال مرا نظاره كنيد . داوود عرض كرد : پروردگارا اينان به چه چيزى اين رتبه را از تو يافتند ؟ فرمود : به سبب حسن ظنّ و دست كشيدن از دنيا و اهل آن و خلوت كردن و راز و نياز گفتن با من ، چه آن مرتبهاى است كه تنها كسى آن را مىيابد كه دنيا و اهل آن را ترك گويد و به ياد آنها مشغول نشود و دلش را براى من فارغ سازد و مرا بر همهء خلق من برگزيند ، در اين هنگام است كه به او توجّه