الفيض الكاشاني

46

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

است . آيا ديده‌اى همنشينى همنشين خود را ندا كند ؟ و گفته است : هنگامى كه مرد به نهايت اين دانش برسد ، مردم او را سنگسار مىكنند ، يعنى گفتارش از حدود خرد آنها فراتر است و آنها آن را ديوانگى و كفر مىپندارند . بنابراين مقصد همهء عارفان وصل و لقاى اوست و اين همان روشنى چشم است كه هيچ كس نمىداند از آن چه چيزى برايش پنهان داشته‌اند . هنگامى كه آن حاصل شود همهء غمها و شهوتها از ميان مىرود و دل در نعيم آن مستغرق مىشود ، به طورى كه اگر او را در آتش اندازند ، به سبب استغراق در آن سوزشى احساس نمىكند . و اگر نعمتهاى بهشت را بر او عرضه بدارند ، به سبب كمال نعمتى كه او را حاصل شده و رسيدن او به مقصدى كه پس از آن مقصدى نيست به آنها توجّه نمىكند . اى كاش مىدانستم آن كه جز محبّت محسوسات را درك نمىكند ، چگونه به لذّت نظر بر وجه كريم پروردگار كه آن را شكل و شبيه و نظير نيست ، معتقد مىشود و وعده‌اى كه حق تعالى به بندگانش داده و آن را بزرگترين نعمتها ذكر كرده چه معنايى خواهد داشت ؟ بلكه هر كس خدا را مىشناسد ، مىداند كه همهء لذّتهايى كه مقرون به شهوات مختلف است ، در زير همين لذّت نهفته است ، چنان كه يكى از آنان گفته است : كانت لقلبي أهواء مفرّقة * فاستجمعت مذرأتك العين أهوائي « 1 » فصا ريحسدني من كنت أحسده * فصرت مولى الورى مذ صرت مولائي « 2 » تركت للنّاس دنياهم و دينهم * شغلا بذكرك يا ديني و دنيائي « 3 » از اين رو يكى از آنان گفته است : و هجره اعظم من ناره * و وصله أطيب من جنّته « 4 » مقصود آنها از اين سخنان برگزيدن لذّت دل به سبب معرفت خداوند بر لذّت خوردن و آشاميدن و مباشرت است ، چه بهشت معدن تمتّع حواسّ است ، امّا لذّت دل تنها در لقاى پروردگار است و بس . مثال لذّات انسان در طول تطوّرات خود به گونه‌اى است كه اكنون ذكر مىكنيم : در كودك از نخستين حركت و تميز وى غريزه‌اى در او نمايان مىشود كه به سبب آن از بازى و سرگرمى لذّت مىبرد ، به طورى كه آن در نزد وى لذّتبخش‌ترين

--> ( 1 ) دلم را هوسهاى پراكنده‌اى بود - چون چشمم تو را ديد ، هوسهايم مجتمع شد . ( 2 ) به من حسد ورزيد آن كه به او حسد ورزيده‌ام - پس سرور مردم شدم از آنگاه كه تو سرورم شدى . ( 3 ) دنيا و دين مردم را به خود آنها واگذاشتم - تا به ذكر تو مشغول باشم اى دين و دنياى من . ( 4 ) دورى او سخت‌تر از آتش اوست - و وصل او خوشتر از بهشت اوست .